{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان مرا تنگ بغل کن..

چنان مرا تنگ بغل کن..
که کسی نفهمد زخم رویِ تنِ من بود یا تو.























































































_کافه تهکوک #TK



































































































































The disease of memories with you`
دیدگاه ها (۰)

کوک : ببخشید.ته : عذر خواهی نکن! لحظه ای صدایِ دورگه ایِ تهی...

ساز ها می نوازند و فرشته ها گریه میکنند. _کافه تهکوک #TK The...

نه مهم نیست من اصلا ناراحت نشدم! _کافه تهکوک #TK The diseas...

چه زیبا نغمه کردند در گوشِ سخن؛ زمانی که از دردِ دل ندانی ک...

I used to always say that without you, I am nothing;You are ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط