منتشر شده از برنامه BDNS با تهیونگ نامجون
منتشر شده از برنامه BDNS با تهیونگ نامجون🐻🐨
«سال نو مبارک، هیونگ! مدتهاست از دور تحسینت میکنم و دوستت دارم.
در دورانی که همهچیز کوتاهتر و سریعتر میشود، به نظر میرسد کلمات تو عمق و غنایی خاص دارند مثل عطری ماندگار و پژواکی طولانی.
من باور دارم شادیها و غمها، و قلب گرم و مهربانی که با دیگران به اشتراک میگذاری، دوباره به خودت بازخواهد گشت.
امیدوارم زندگی و عشقت پشت صحنه، به اندازه همین عشق، آرام و صلحآمیز باشد.
پالتی رنگارنگ که هیچوقت تکراری نمیشود!
بهعنوان یک طرفدار و یک برادر کوچکتر، عمیقترین قدردانی، محبت و یک حس عجیب از نزدیکی را برایت میفرستم»
از طرف نامجون، زمستان ۲۰۲۶
نامه سانهون به نامجون
«فرض کنیم دو نفر آتش را کشف کردند.
من احتمالاً آن را در یک پوسته پنهان میکردم و با ماشینحساب شروع به حساب کردنش میکردم…
اما تو، نامجون، احتمالاً آن را با دو دستت برمیداشتی و با تمام دنیا تقسیمش میکردی.
برای تو، نامجون، که همیشه تشنه الهامی اما آن را سخاوتمندانه با دنیا به اشتراک میگذاری…
برای تو بهترینها را آرزو میکنم و ترانهای میفرستم، مثل کشف آتش.
اوایل زمستان ۲۰۲۶، سانهون
«وقتی دفعهی قبل با هم غذا خوردیم، تهیونگ… با اینکه اولین بار بود همدیگه رو میدیدیم، اون سکوتِ راحت بینمون واقعاً منو خوشحال کرد.
حس میکنم توی همون سکوت، بیشترین حرفها رو با هم رد و بدل کردیم.
من همیشه دنبال چیزی هستم و مدام حواسم به فضای اطرافمه… برای همین فکر میکردم هیچوقت توی زندگیم چنین چیزی رو تجربه نکنم.
ممنونم که این تجربه رو بهم دادی.
و خیلی خوشحالم که اون لحظه رو با تو شریک شدم، تهیونگ»
آهنگهایی که این حس رو موندگار میکنن:
*«Tomorrow Love» از Lee Hoo Jong*
*«Portrait of Memories» از Lee Moon Sae*
_سانگهون
🐻 : حالا که درباره شیرها حرف میزنیم، یه بحث داغ دیگه هم هست. بین شیر و ببر کدوم قویتره؟ من با دوستام سه ساعت دربارهش بحث کردم.
🐨 : میتونم بپرسم آخرش به چه نتیجهای رسیدید؟
🐻: تو چی فکر میکنی؟
👤: یه ویدیو دیده بودم. یه بار شیر با خرس، یه بار هم شیر با ببر جنگیده بود. فکر کنم نتیجه این بود که ببر میبره.
🐨: منم همین فکر رو میکنم.
🐻: نه اینکه طرف شیر رو بگیرم، ولی ببین… ببرها قدرت گاز گرفتن خیلی بالایی دارن، برای همین معمولاً به گردن حمله میکنن تا حریف رو تو یه ضربه از پا دربیارن.
ولی شیرها یال دارن، درسته؟ پس این میتونه یه مقدار از آسیب رو کم کنه. ما درباره این چیزها بحث کردیم.
🐻: ولی هیچ حیوانی مثل ببر از پهلو (جانبی) اینقدر سریع حرکت نمیکنه.
🐨: حرکت جانبی… داری خیلی تخصصی حرف میزنی
🐻: مرکز ثقل شیر بیشتر روی دستهای جلوشه، ولی ببر مثل سیستم چهارچرخ متحرکه. برای همین ببر قویتره.
🐻: منم تیم ببرم
👤: «همونطور که تو نامهم به تهیونگ نوشتم، یه جا خونده بودم وقتی دو نفر در سکوت کنار هم نشستن، کسی که زودتر بیقرار میشه و سکوت رو میشکنه، بیشتر اون یکی رو دوست داره. همون کسی که یه کم مضطربتره.
دلیل اینکه شیر پادشاه جنگله این نیست که قدرتش رو به رخ بکشه… اینه که میتونه وسط همهچیز دراز بکشه و بخوابه. اینو یه جا تو تلویزیون دیدم.
برای همین وقتی اولین بار با تهیونگ صحبت کردم… من معمولاً وقتی با کسی تازه آشنا میشم، مدام میپرسم: “سردت نیست؟” حتی اگه بگه نه، هر سه دقیقه میپرسم: “سردت نیست؟ گرمته؟ حالت خوبه؟” همیشه اینطوریام.
ولی اون روز، تهیونگ گفت: “من معمولاً آروم حرف میزنم و ساکت میشینم. با این مشکلی نداری؟”
راستش، در هر صورت میگفتم اوکیه… ولی واقعاً باعث شد آروم بشم و منم احساس راحتی کنم.
مثل وقتی دکتر اوه یونیونگ بچهها رو بغل میکنه و خودشون خودبهخود آروم میشن… بعدش انقدر راحت شدم که حس کردم خودم هم آدم خیلی کولی شدم.»
🐨 نامجون: «کاملاً میفهمم چی میگی.»
🐨: «منم همیشه کسیام که سکوت رو میشکنه. همونطور که گفتی، تهیونگ صدای خیلی عمیقی داره و فکر میکنم همین یکی از دلایلیه که همه دوستش دارن.
اون واقعاً مثل همون شیریه که میتونه وسط همهچیز دراز بکشه… خیلی باحاله.»
🐨 : نظرت درباره تعریف و تمجید چیه؟
🐻: «من… من…
من سه تا الگو (واکنش ثابت) دارم.
🐨👤: اون واکنشها چیان؟
🐻 واکنش تعریف اول:
اوه نه، لطفاً بس کن.
معمولاً سعی میکنم با یه شوخی سریع ردش کنم.
نههه، بس کن لطفاً…» تعظیم میکن
🐻 واکنش تعریف دوم:
بس کن دیگه.
ولی قضیه اینه که من همیشه همینطوریام. یهکم خجالتآوره، ولی در عین حال دوست دارم باز هم بشنومش.
👤: درسته.
🐻: خجالتآوره ولی حس خوبی هم داره…
ولی… نمیتونم واقعاً قبولش کنم.
👤: واقعاً از ته دل نمیتونی بپذیری؟
ادامه در کامنتا 🌱
«سال نو مبارک، هیونگ! مدتهاست از دور تحسینت میکنم و دوستت دارم.
در دورانی که همهچیز کوتاهتر و سریعتر میشود، به نظر میرسد کلمات تو عمق و غنایی خاص دارند مثل عطری ماندگار و پژواکی طولانی.
من باور دارم شادیها و غمها، و قلب گرم و مهربانی که با دیگران به اشتراک میگذاری، دوباره به خودت بازخواهد گشت.
امیدوارم زندگی و عشقت پشت صحنه، به اندازه همین عشق، آرام و صلحآمیز باشد.
پالتی رنگارنگ که هیچوقت تکراری نمیشود!
بهعنوان یک طرفدار و یک برادر کوچکتر، عمیقترین قدردانی، محبت و یک حس عجیب از نزدیکی را برایت میفرستم»
از طرف نامجون، زمستان ۲۰۲۶
نامه سانهون به نامجون
«فرض کنیم دو نفر آتش را کشف کردند.
من احتمالاً آن را در یک پوسته پنهان میکردم و با ماشینحساب شروع به حساب کردنش میکردم…
اما تو، نامجون، احتمالاً آن را با دو دستت برمیداشتی و با تمام دنیا تقسیمش میکردی.
برای تو، نامجون، که همیشه تشنه الهامی اما آن را سخاوتمندانه با دنیا به اشتراک میگذاری…
برای تو بهترینها را آرزو میکنم و ترانهای میفرستم، مثل کشف آتش.
اوایل زمستان ۲۰۲۶، سانهون
«وقتی دفعهی قبل با هم غذا خوردیم، تهیونگ… با اینکه اولین بار بود همدیگه رو میدیدیم، اون سکوتِ راحت بینمون واقعاً منو خوشحال کرد.
حس میکنم توی همون سکوت، بیشترین حرفها رو با هم رد و بدل کردیم.
من همیشه دنبال چیزی هستم و مدام حواسم به فضای اطرافمه… برای همین فکر میکردم هیچوقت توی زندگیم چنین چیزی رو تجربه نکنم.
ممنونم که این تجربه رو بهم دادی.
و خیلی خوشحالم که اون لحظه رو با تو شریک شدم، تهیونگ»
آهنگهایی که این حس رو موندگار میکنن:
*«Tomorrow Love» از Lee Hoo Jong*
*«Portrait of Memories» از Lee Moon Sae*
_سانگهون
🐻 : حالا که درباره شیرها حرف میزنیم، یه بحث داغ دیگه هم هست. بین شیر و ببر کدوم قویتره؟ من با دوستام سه ساعت دربارهش بحث کردم.
🐨 : میتونم بپرسم آخرش به چه نتیجهای رسیدید؟
🐻: تو چی فکر میکنی؟
👤: یه ویدیو دیده بودم. یه بار شیر با خرس، یه بار هم شیر با ببر جنگیده بود. فکر کنم نتیجه این بود که ببر میبره.
🐨: منم همین فکر رو میکنم.
🐻: نه اینکه طرف شیر رو بگیرم، ولی ببین… ببرها قدرت گاز گرفتن خیلی بالایی دارن، برای همین معمولاً به گردن حمله میکنن تا حریف رو تو یه ضربه از پا دربیارن.
ولی شیرها یال دارن، درسته؟ پس این میتونه یه مقدار از آسیب رو کم کنه. ما درباره این چیزها بحث کردیم.
🐻: ولی هیچ حیوانی مثل ببر از پهلو (جانبی) اینقدر سریع حرکت نمیکنه.
🐨: حرکت جانبی… داری خیلی تخصصی حرف میزنی
🐻: مرکز ثقل شیر بیشتر روی دستهای جلوشه، ولی ببر مثل سیستم چهارچرخ متحرکه. برای همین ببر قویتره.
🐻: منم تیم ببرم
👤: «همونطور که تو نامهم به تهیونگ نوشتم، یه جا خونده بودم وقتی دو نفر در سکوت کنار هم نشستن، کسی که زودتر بیقرار میشه و سکوت رو میشکنه، بیشتر اون یکی رو دوست داره. همون کسی که یه کم مضطربتره.
دلیل اینکه شیر پادشاه جنگله این نیست که قدرتش رو به رخ بکشه… اینه که میتونه وسط همهچیز دراز بکشه و بخوابه. اینو یه جا تو تلویزیون دیدم.
برای همین وقتی اولین بار با تهیونگ صحبت کردم… من معمولاً وقتی با کسی تازه آشنا میشم، مدام میپرسم: “سردت نیست؟” حتی اگه بگه نه، هر سه دقیقه میپرسم: “سردت نیست؟ گرمته؟ حالت خوبه؟” همیشه اینطوریام.
ولی اون روز، تهیونگ گفت: “من معمولاً آروم حرف میزنم و ساکت میشینم. با این مشکلی نداری؟”
راستش، در هر صورت میگفتم اوکیه… ولی واقعاً باعث شد آروم بشم و منم احساس راحتی کنم.
مثل وقتی دکتر اوه یونیونگ بچهها رو بغل میکنه و خودشون خودبهخود آروم میشن… بعدش انقدر راحت شدم که حس کردم خودم هم آدم خیلی کولی شدم.»
🐨 نامجون: «کاملاً میفهمم چی میگی.»
🐨: «منم همیشه کسیام که سکوت رو میشکنه. همونطور که گفتی، تهیونگ صدای خیلی عمیقی داره و فکر میکنم همین یکی از دلایلیه که همه دوستش دارن.
اون واقعاً مثل همون شیریه که میتونه وسط همهچیز دراز بکشه… خیلی باحاله.»
🐨 : نظرت درباره تعریف و تمجید چیه؟
🐻: «من… من…
من سه تا الگو (واکنش ثابت) دارم.
🐨👤: اون واکنشها چیان؟
🐻 واکنش تعریف اول:
اوه نه، لطفاً بس کن.
معمولاً سعی میکنم با یه شوخی سریع ردش کنم.
نههه، بس کن لطفاً…» تعظیم میکن
🐻 واکنش تعریف دوم:
بس کن دیگه.
ولی قضیه اینه که من همیشه همینطوریام. یهکم خجالتآوره، ولی در عین حال دوست دارم باز هم بشنومش.
👤: درسته.
🐻: خجالتآوره ولی حس خوبی هم داره…
ولی… نمیتونم واقعاً قبولش کنم.
👤: واقعاً از ته دل نمیتونی بپذیری؟
ادامه در کامنتا 🌱
- ۱.۳k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط