{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه سری حرفا هستن واقعا نمیدونم چجوری و ازکجا باید بهت میگ

یه سری حرفا هستن واقعا نمیدونم چجوری و ازکجا باید بهت میگفتم...
نمیدونم انقدری که من پیگیرت هستم توهم پیگیر هستی که اینو ببینی یا نه...
دل تنگتم...
نه دلتنگ خاطرات...دلتنگ خودتم خود خودت...
شدی همونی که یه لحظه از ذهنم خارج نمیشی...
با تمام وجودم برگشتت رو میخوام اما...
اونی که نخواست بمونه و از حرفش مطمئنه رو نمیتونی بزور برگردونی...
اگه دلت برای خاطراتمون تنگ شد نگران نباش یکم بگذره فراموششون میکنی...
بعد تو واقعا حالم جوری بد شد که دیگه خوب نمیشه...
بعد تو همه مثل هیولا شدن...
من فقط فرشته خودمو میخوام...
همونی که بلد بود منو تا مرز دیوانگی ببره و با یه خنده عجیب دوباره لبخندم رو برگردونه...
دلتنگتم همین...

مخاطب خودش میدونه کیه🙂
دیدگاه ها (۰)

به افسانه ها اعتقاد نداشتم تا همین امشبهمون لحظه که بدون هیچ...

چندپارتی: وقتی دوست داره و...pt¹عین یه تماشاچی گوشه ای از سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط