صحبت های کنسرت روز اول تور آریرانگ
صحبت های کنسرت روز اول تور آریرانگ 🌱
🐻: کسایی که از ویورس ما رو نگاه میکنن مدت زیادی گذشته! خوشحالم که شما رو میبینم!
🐿مطمئنم امروز تبدیل به خاطره قشنگی میشه و قرلره امروز قشنگ ترین و عالی ترین خاطره هارو بسازیم
🐰: خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم، درسته؟ بیاید اول یه آب بخوریم
🐨: ۴ سال کامل گذشته
🐰: دقیقاً! ما خیلی سخت کار کردیم تا به این روز برسیم
🐱: کمی غیرعادیه که همه با هم روی صحنه هستیم
🐹: آره، حس عجیبیه
🐥: سلام به همه، من جیمین هستم! ما خیلی خوشحالیم که بالاخره با شما دیدار کردیم، اما خیلی نگران وضعیت آب و هوا بودیم. این بارون چیه؟ ببخشید، میشه لطفاً آرامتر بریزی؟
🐹: حتی اگر فردا همهمون بیمار بشیم، بیاید امروز حسابی خوش بگذرونیم. پس گوشیها رو بذارید کنار و بزنید به دل شادی!
🐨: اگه اینطوری گوشیهاتون رو نگه دارید، خراب میشن
🐰: آیا اصلاً ما رو میبینید؟
🐥: آیا این طبیعییه که اینقدر بارون بیاد؟ صبر کنین، آیا باید اینطوری باشه؟
🐰: این سطح بارش توی سناریوی ما قطعاً نبود...
🐨: اما همین بهتره!
🐥: نمیدونم درسته یا نه، فکر میکنم صدای تشویقا یه کم آرومتر از قبل شده... با توجه به چیزی که الان میشنوم میگم...
شاید آرمیا فقط به یکمی زمان نیاز دارن تا بهش عادت کنن و همینطورم ما باید بیشتر اجرا کنیم.
آآآ یه کم احساس ارامش داره
یه کم ناامیدکنندهست، اما این یعنی میتونیم بیشتر تلاش کنیم
تا آرمیامون عقبنشینی نکنن
میتونیم همهچیزمونو بدیم.میتونی حتی بلندتر فریاد بزنی!
این فقط روز اوله هوا هم سرد و بارونی بود... اما هنوزم میتونیم بیشتر خوش بگذرونیم، مگه نه؟
در حال چک کردن پیرسینگ تهیونگ:
🐿️ برومنس! اوه خدای من!
🐰گاد !!
🐿️ دمننن
🐰 وووف!
🐹: ما واقعاً برگشتیم، هرچند که تقریباً به خونه رفتیم، میدونید؟ این واقعاً همون لباسهایی هست که میخواستیم باهاش به خونه بریم، اما چون ARMYهای ما منتظر ما بودن، تصمیم گرفتیم برگردیم
🐥: وای، به نظر میرسه باید از شما چیزی یاد بگیریم
🐥خب ،درسته ،من میرم قدم بزنم، چون تا لباس زیرم خیس شده . واقعاً آب تا اینجا دنبالم میکنه🤣
🐿🤣🤣🤣🤣🤣
🐨فکر خوبیه اون حتی بهتره
🐿اره درسته
🐹: آرمی، ما نمیتونیم همینطوری بریم! با اینکه لباسهامون رو عوض کردیم و برای رفتن آماده شدیم، اما تصمیم گرفتیم یه آهنگ دیگه براتون بخونیم!
🐥: آرمی، خیلی وقته اجرا نکردیم، نه؟
🐨: آره واقعاً
🐥: انگار صداتون از قبل کمتر شده
🐿️: شاید آرمی یه کم زمان نیاز داره تا خودش رو وفق بده!
🐥: ما باید بیشتر اجرا کنیم
🐿️: آره، درسته!
🐥: تا آرمی دیگه خودش رو نگه نداره، خخخخ
🐨: ما هم میتونیم بیشتر اجرا کنیم!
🐿️: آرمی، میتونید هیجانزدهتر باشید
🐥: امروز روز اوله! هوا هم سرده، بارون هم میاد… ولی بازم میتونید هیجانانگیزتر باشید، نه؟!
* از دست این کیآرمی ها...😊
🐿️ :بارون واقعاً مثل سطل میباره، نه؟
🐿️ اما من، در مورد خودم، دوستام اینقدر داستانهای فوقالعاده برام تعریف کردن که من واقعاً با اونا یکی شدم
🐿️: برعکس، دیشب قبله خواب یهو این فکر به ذهنم رسید: «آه~ اره، ما به اندازه کافی آماده شدیم و جاله بدونیم ارمی چطور همه چیزهایی که تا الان منتشر کردیم، به خصوص اجرای امروز که همین الان دیدید، رو میبینن» این موضوع خیلی برام جالب بود، بنابراین میخوام بپرسم: نظر شما چیه؟
🐿️ :در واقع، از طرف ما، ما خیلی چیزها آماده کرده بودیم، اما به خاطر بارون و این مسائل، خیلی حسرت داریم، با این حال، همینطور که دیروز تو پست ویوروسم به طور خلاصه نوشتم، شما و ما — همه ما خیلی دلتنگ هم بودیم و منتظر این لحظه بودیم، بنابراین فکر میکنم این روز هم واقعاً مهم بود. درسته؟
🐿️ :من خیلی از شما سپاسگزارم که این روز را اینقدر خاص کردین و به خاطر شما نمایش امروز به طور کامل و با موفقیت بزرگ به پایان رسید. واقعاً. صمیمانه سپاسگزارم و خیلی خیلی دوستتون دارم
🐻: اول از همه، ما هفت نفر بعد از یک وقفه طولانی کنار هم جمع شدیم، بخاطر همین فکر کردیم چه کاری میتونیم انجام بدیم تا برای آرمی ها جذاب به نظر برسه و خیلی به این فکر کردیم که آرمی ها دوست دارن چه چیز هایی ببینن. چیزهای مختلفی رو امتحان کردیم، اگرچه ممکنه بعضیها از نتایج راضی نباشن، ولی ما با خوشحالی برای همه اینا آماده شدیم تا عشق آرمی رو دریافت کنیم
🐥: این کاملاً درسته
🐻!: و امروز تور ما شروع میشه، ما با آرمی از کشورهای مختلف دیدار میکنیم، خاطرات زیبایی با آرمی خواهیم داشت ، و بعداً، وقتی به کره برای کنسرت بیس برگردیم، خب، روزی کنسرت بیس داریم، به هر حال، وقتی دوباره اجرا کنیم، نمایشی جذابتر با هوای بهتر به شما نشون میدیم. اگر نه، تو کنسرت بعدی این کار وا انجام میدیم. باشه؟ این یک قوله
ادامه در کامنتا 🌱
🐻: کسایی که از ویورس ما رو نگاه میکنن مدت زیادی گذشته! خوشحالم که شما رو میبینم!
🐿مطمئنم امروز تبدیل به خاطره قشنگی میشه و قرلره امروز قشنگ ترین و عالی ترین خاطره هارو بسازیم
🐰: خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم، درسته؟ بیاید اول یه آب بخوریم
🐨: ۴ سال کامل گذشته
🐰: دقیقاً! ما خیلی سخت کار کردیم تا به این روز برسیم
🐱: کمی غیرعادیه که همه با هم روی صحنه هستیم
🐹: آره، حس عجیبیه
🐥: سلام به همه، من جیمین هستم! ما خیلی خوشحالیم که بالاخره با شما دیدار کردیم، اما خیلی نگران وضعیت آب و هوا بودیم. این بارون چیه؟ ببخشید، میشه لطفاً آرامتر بریزی؟
🐹: حتی اگر فردا همهمون بیمار بشیم، بیاید امروز حسابی خوش بگذرونیم. پس گوشیها رو بذارید کنار و بزنید به دل شادی!
🐨: اگه اینطوری گوشیهاتون رو نگه دارید، خراب میشن
🐰: آیا اصلاً ما رو میبینید؟
🐥: آیا این طبیعییه که اینقدر بارون بیاد؟ صبر کنین، آیا باید اینطوری باشه؟
🐰: این سطح بارش توی سناریوی ما قطعاً نبود...
🐨: اما همین بهتره!
🐥: نمیدونم درسته یا نه، فکر میکنم صدای تشویقا یه کم آرومتر از قبل شده... با توجه به چیزی که الان میشنوم میگم...
شاید آرمیا فقط به یکمی زمان نیاز دارن تا بهش عادت کنن و همینطورم ما باید بیشتر اجرا کنیم.
آآآ یه کم احساس ارامش داره
یه کم ناامیدکنندهست، اما این یعنی میتونیم بیشتر تلاش کنیم
تا آرمیامون عقبنشینی نکنن
میتونیم همهچیزمونو بدیم.میتونی حتی بلندتر فریاد بزنی!
این فقط روز اوله هوا هم سرد و بارونی بود... اما هنوزم میتونیم بیشتر خوش بگذرونیم، مگه نه؟
در حال چک کردن پیرسینگ تهیونگ:
🐿️ برومنس! اوه خدای من!
🐰گاد !!
🐿️ دمننن
🐰 وووف!
🐹: ما واقعاً برگشتیم، هرچند که تقریباً به خونه رفتیم، میدونید؟ این واقعاً همون لباسهایی هست که میخواستیم باهاش به خونه بریم، اما چون ARMYهای ما منتظر ما بودن، تصمیم گرفتیم برگردیم
🐥: وای، به نظر میرسه باید از شما چیزی یاد بگیریم
🐥خب ،درسته ،من میرم قدم بزنم، چون تا لباس زیرم خیس شده . واقعاً آب تا اینجا دنبالم میکنه🤣
🐿🤣🤣🤣🤣🤣
🐨فکر خوبیه اون حتی بهتره
🐿اره درسته
🐹: آرمی، ما نمیتونیم همینطوری بریم! با اینکه لباسهامون رو عوض کردیم و برای رفتن آماده شدیم، اما تصمیم گرفتیم یه آهنگ دیگه براتون بخونیم!
🐥: آرمی، خیلی وقته اجرا نکردیم، نه؟
🐨: آره واقعاً
🐥: انگار صداتون از قبل کمتر شده
🐿️: شاید آرمی یه کم زمان نیاز داره تا خودش رو وفق بده!
🐥: ما باید بیشتر اجرا کنیم
🐿️: آره، درسته!
🐥: تا آرمی دیگه خودش رو نگه نداره، خخخخ
🐨: ما هم میتونیم بیشتر اجرا کنیم!
🐿️: آرمی، میتونید هیجانزدهتر باشید
🐥: امروز روز اوله! هوا هم سرده، بارون هم میاد… ولی بازم میتونید هیجانانگیزتر باشید، نه؟!
* از دست این کیآرمی ها...😊
🐿️ :بارون واقعاً مثل سطل میباره، نه؟
🐿️ اما من، در مورد خودم، دوستام اینقدر داستانهای فوقالعاده برام تعریف کردن که من واقعاً با اونا یکی شدم
🐿️: برعکس، دیشب قبله خواب یهو این فکر به ذهنم رسید: «آه~ اره، ما به اندازه کافی آماده شدیم و جاله بدونیم ارمی چطور همه چیزهایی که تا الان منتشر کردیم، به خصوص اجرای امروز که همین الان دیدید، رو میبینن» این موضوع خیلی برام جالب بود، بنابراین میخوام بپرسم: نظر شما چیه؟
🐿️ :در واقع، از طرف ما، ما خیلی چیزها آماده کرده بودیم، اما به خاطر بارون و این مسائل، خیلی حسرت داریم، با این حال، همینطور که دیروز تو پست ویوروسم به طور خلاصه نوشتم، شما و ما — همه ما خیلی دلتنگ هم بودیم و منتظر این لحظه بودیم، بنابراین فکر میکنم این روز هم واقعاً مهم بود. درسته؟
🐿️ :من خیلی از شما سپاسگزارم که این روز را اینقدر خاص کردین و به خاطر شما نمایش امروز به طور کامل و با موفقیت بزرگ به پایان رسید. واقعاً. صمیمانه سپاسگزارم و خیلی خیلی دوستتون دارم
🐻: اول از همه، ما هفت نفر بعد از یک وقفه طولانی کنار هم جمع شدیم، بخاطر همین فکر کردیم چه کاری میتونیم انجام بدیم تا برای آرمی ها جذاب به نظر برسه و خیلی به این فکر کردیم که آرمی ها دوست دارن چه چیز هایی ببینن. چیزهای مختلفی رو امتحان کردیم، اگرچه ممکنه بعضیها از نتایج راضی نباشن، ولی ما با خوشحالی برای همه اینا آماده شدیم تا عشق آرمی رو دریافت کنیم
🐥: این کاملاً درسته
🐻!: و امروز تور ما شروع میشه، ما با آرمی از کشورهای مختلف دیدار میکنیم، خاطرات زیبایی با آرمی خواهیم داشت ، و بعداً، وقتی به کره برای کنسرت بیس برگردیم، خب، روزی کنسرت بیس داریم، به هر حال، وقتی دوباره اجرا کنیم، نمایشی جذابتر با هوای بهتر به شما نشون میدیم. اگر نه، تو کنسرت بعدی این کار وا انجام میدیم. باشه؟ این یک قوله
ادامه در کامنتا 🌱
- ۴۸۷
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط