؛ مردم شیراز در محدوده خیابانهای مینو و شهید دوران حماسه
؛ مردم شیراز در محدوده خیابانهای مینو و شهید دوران حماسه آفریدند❤❤✌💯
پیمان من، خاک ایران است
میگویند عشق، یک انتخاب است. اما من میدانم که عشق به ایران، یک انتخاب نیست، یک سرنوشت است. من از آن دسته آدمهایی نیستم که وقتی باد میوزد، به دنبال پناهگاهی دیگر بگردم. من از آنهایی هستم که با هر وزش باد، ریشههایم را در این خاک محکمتر میگیرم.
دوست داشتن ایران، برای من فقط یک شعار نیست؛ یک حس ملموس است که در رگهایم جریان دارد. این حس را در گرمای تابستان، در صدای باد در میان درختان کهنسال، و حتی در سرمای سخت زمستانهایمان حس میکنم. ایران برای من یعنی آن خانهای که هر چقدر هم که سخت باشد، باز هم امنترین جای دنیا است.
گاهی روزهایی میرسد که آسمان زندگی کمی تیره میشود و سختیها از هر سو میتابند، اما در میان تمام اینها، یک حقیقت تزلزلناپذیر در قلب من میتپد:
«من ایران هستم و ایران هم من هستم». این پیوند، فراتر از مرزها، فراتر از روزهای خوب و بد است. این یک پیمان است که میان من و این خاک بسته شده.
پیمانی که با هیچ طوفانی از بین نمیرود.
من با تمام وجودم، با تمام آنچه هستم، عاشق این خاک هستم. عاشق تاریخ بلند و پرفراز و نشیبمان، عاشق هنر بیهمتایمان و عاشق این مردم که در هر سختی، لبخندی از سر ایستادگی بر لب دارند.
میدانم که مسیر همیشه هموار نیست، اما میدانم که ریشههای من چنان در این زمین عمیق شدهاند که هیچ حادثهای نمیتواند آنها را از هم جدا کند. من تا آخرین نفس، تا آخرین ضربان قلبم، به این سرزمین وفادار خواهم ماند. و اگر روزی روزگار به پایان برسد، تنها چیزی که از من باقی خواهد ماند، همین عشق بیپایان به ایران است. عشقی که تا آخرین لحظه با من خواهد بود و من نیز با تمام توان، در آغوش این خاک، آرام خواهم گرفت.
من ایران را دوست دارم، و تا زمانی که در من جانی هست، دل من در گرو این خاک مقدس خواهد بود.
ان شاءالله
پیمان من، خاک ایران است
میگویند عشق، یک انتخاب است. اما من میدانم که عشق به ایران، یک انتخاب نیست، یک سرنوشت است. من از آن دسته آدمهایی نیستم که وقتی باد میوزد، به دنبال پناهگاهی دیگر بگردم. من از آنهایی هستم که با هر وزش باد، ریشههایم را در این خاک محکمتر میگیرم.
دوست داشتن ایران، برای من فقط یک شعار نیست؛ یک حس ملموس است که در رگهایم جریان دارد. این حس را در گرمای تابستان، در صدای باد در میان درختان کهنسال، و حتی در سرمای سخت زمستانهایمان حس میکنم. ایران برای من یعنی آن خانهای که هر چقدر هم که سخت باشد، باز هم امنترین جای دنیا است.
گاهی روزهایی میرسد که آسمان زندگی کمی تیره میشود و سختیها از هر سو میتابند، اما در میان تمام اینها، یک حقیقت تزلزلناپذیر در قلب من میتپد:
«من ایران هستم و ایران هم من هستم». این پیوند، فراتر از مرزها، فراتر از روزهای خوب و بد است. این یک پیمان است که میان من و این خاک بسته شده.
پیمانی که با هیچ طوفانی از بین نمیرود.
من با تمام وجودم، با تمام آنچه هستم، عاشق این خاک هستم. عاشق تاریخ بلند و پرفراز و نشیبمان، عاشق هنر بیهمتایمان و عاشق این مردم که در هر سختی، لبخندی از سر ایستادگی بر لب دارند.
میدانم که مسیر همیشه هموار نیست، اما میدانم که ریشههای من چنان در این زمین عمیق شدهاند که هیچ حادثهای نمیتواند آنها را از هم جدا کند. من تا آخرین نفس، تا آخرین ضربان قلبم، به این سرزمین وفادار خواهم ماند. و اگر روزی روزگار به پایان برسد، تنها چیزی که از من باقی خواهد ماند، همین عشق بیپایان به ایران است. عشقی که تا آخرین لحظه با من خواهد بود و من نیز با تمام توان، در آغوش این خاک، آرام خواهم گرفت.
من ایران را دوست دارم، و تا زمانی که در من جانی هست، دل من در گرو این خاک مقدس خواهد بود.
ان شاءالله
- ۲۹۹
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط