{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر دست‌شو گذاشت رو شونه پسرش ازش پرسيد تو قوی‌تری يا من؟

پدر دست‌شو گذاشت رو شونه پسرش ازش پرسيد تو قوی‌تری يا من؟
پسر گفت من...
پدر با كمی دلشكستگی دوباره پرسيد تو قوی‌تری يا من؟
پسر گفت من...
پدر با دلی گرفته به ياد همه زحماتی كه كشيده بود دست‌شو از شونه پسرش برداشت و دو قدم دورتر پرسيد تو قوی‌تری‌ يا من؟
پسر گفت شما...
پدر گفت چرا نظرت را عوض كردي؟
پسر جواب داد وقتی دستت رو شونه‌هام بود فكر می‌کردم دنيا پشتمه...

دستاتو کم دارم برای قوی تر شدن🍂.. #پدر


#دختری_از_جنس_نور
دیدگاه ها (۰)

از کودکی تا شهادت...#سردار_دلها💚❤️#اَللَّهُمَّ_عَجِّــلْ_لِو...

مرگ+کوچیک+و+بزرگ+نمیشناسه..+پیر+و+جوون+نداره..+یهو+میاد🍁دنیا...

انگار+خدا+گوی+ها+رو+هدایت+می‌کرد🥰مهربونی+سخت+نیست..من+دریافت...

دلتنگم..+همین!#اَللّهُمَّ_عَجِّــلْ_لِوَلِیِّکَـــ_الْفَـــر...

تو مال منی (۲)P¹۴ سال بعد_ویو کوکبعد از ا.ت با یونا ازدواج ک...

پارت 133

پارت 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط