{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب شد،ماه را بوسیده‌ام

شب شد،ماه را بوسیده‌ام
خیال پریشانم را شانه زده‌ام
گلدان‌های شمعدانی را
به نوازشی آرام خوابانده‌ام
منتظرت می‌مانم
تا چون هر شب با صدایِ
"شب‌ات بخیر ماه من"
رویای تو را به آغوش بگیرم.

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۲۷)

صبحِ بی تو، رنگ بعد از ظهر یک آدینه داردبی ‌تو حتی مهربانی ح...

درسته که پول و قیافه مهمه ولی اگه کنارکسی باشه که دلت باهاش ...

تو خیلی زیبایی نه فقط به خاطر چهرتبخاطر قلب بزرگ و مهربونت ب...

من بلد نیستم عاشق کسی باشم که اولویتش نیستم؛بلد نیستم چشم به...

مست چشمانت شدم ، میخانه ها را بی خیالتا دلم خالیست ، مهمان خ...

تا به حال طمع بیخیالی رو چیشیده ای؟ملس و دلچسب!چقدر مینشیند ...

مردی در ساحل...[پارت آخر]چند ماه بعد...خانه دیگر شبیه روزهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط