دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین
که هر دیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
چراغست این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد

حضرت #مولانا
#عشق
#پاییز
#موسیقی
دیدگاه ها (۰)

در بساط خستگی‌هایم به غیر از آه نیستهیچکس غیر از خودم از درد...

شبی شاید رها کردم ...جهان پر اضطرابم را ..!.#عکس_نوشته #پای...

#زندگی..

وقتی خدا عاشق شد جشن رنگ ها را آغاز کرد وپاییز را آفرید .بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط