{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍃روزی که عشق پدید آمد، دو دنیای جدید و متناقض هم پدید آمد

🍃روزی که عشق پدید آمد، دو دنیای جدید و متناقض هم پدید آمد دنیایی به زیبایی پریان و دنیایی خبیث به زشتی شیطان!
انسان سردرگم میان عشق و وفا و خیانت سردرگم ماند، گاه زندگی را سخت و سیاه و تلخ میبیند که چاره ای جز خیانت ندارد و گاه زندگی را شیرین و رویایی و روشن که به وفا دل میبندد، باید شیرین بود و عاشق که وفا به خسرو را از دل و جان گرفت شاید این آخرین پناه آدمی باشد که متعهدانه پای انتخاب خود بود و ماند آنجا که دل هوس چای میکند تا به بهانه چای دیداری تازه کند و آنجا که به بهانه بیماری اشک پهنای صورت را میپوشاند و انسان چه غمگین و چه شاد به عشق و وفا زنده است
عجیب زندگی ایست که انسان دلخوش میشود به دوستی به رفاقتی به عشقی و به زندگی ای که انتهای آن جز ماندن در هر شرایط هیچ توقعی ندارد شاید امید از همانجا شکل گرفته باشد که تعهد را وفا و وفا را تعهد نامیدند که دل آدمی گرم باشد و تنهایی را حس نکند که بداند تمام همه زحمتهایش برای زیستن بیهوده نبوده و دنیای زیبای پریان بر دنیای خبیث شیطان پیروز است افسوس که عشق و وفا را لا به لای کتاب‌ها نوشته اند و این روزها کسی کتاب نمیخواند و خسرو و شیرین را کسی به یاد نمی آورد و این چنین همه دلسرد و ناامید و به قولی بی وفا شده ایم...🍃

💙پ. ن: هانیه نوشت... بماند یادگاری برای روزی که نباشم و تو باشی...۱۴۰۵/۴/۱۳💙
دیدگاه ها (۰)

🍃یکی از رسالتهای دخترای دهه شصتیاین بود که یکی از اینها رو ب...

🍃شما یادتون نمیاد؛ ولی یه زمانی راننده تاکسی تا جلو دو نفر م...

🍃یکی از قشنگترین خاطره‌های بچگی وقتی بود که وسط کلاس درس، نا...

🍃بچه که بودیم ثانیه به ثانیه لحظه ها را زندگی میکردیملذت های...

گل های خونین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط