{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانی

من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانی
چه کرده‌ام که مرا از خودت نمی‌دانی؟

مرا نگاه! که چشم از تو بر نمی‌دارم
تو را نگاه! که از دیدنم گریزانی

من از غم تو غزل می‌سرایم و آن را
تو عاشقانه به گوشِ رقیب می‌خوانی

هزار باغِ گل از دامن تو می‌روید
به هر کجا بروی باز در گلستانی

قیاسِ یک به یکِ شهر با تو آسان نیست
که بهتر از همگان است؟ بهتر از آنی
دیدگاه ها (۲)

😈بازهم قاتل سریالی🤣🤣🤣

ابلیس شبی رفت به بالین جوانیآراسته با شکل مهیبی سَر و بَر را...

🥰

🥰

🌱🍒دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌...

در این دنیای وا نفسا تو از حالم چه  می دانیبه دل داغی گران د...

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط