روایت غم انگیز مادر شهید دانشجو امید افراسیابی جانم به
♦️روایت غم انگیز مادر شهید دانشجو امید افراسیابی: جانم به جان پسرم بسته بود / پسرم میگفت نمیگذارم کشور امام زمان دست داعشیها بیفتد
مادر شهید دانشجو امید افراسیابی:
🔹پسرم گفت میخواهیم در مسجد نگهبانی بدهیم تا کسی نیاد به زن و بچه مردم آسیب بزند.
🔹پسرم میگفت من چجوری کشور امام زمان را دست داعش بدهم
🔹وقتی زنگ زدم به گوشیش خواستم حالش را بپرسم فرد دیگری تلفن را جواب داد.
🔹چندساعت بعد متوجه شدم که پای پسرم تیر خورده و خون زیادی ازش رفته و به شهادت رسیده؛ جانم به جانش بسته بود نمیدانم چگونه جانم باهاش در نرفت.
مادر شهید دانشجو امید افراسیابی:
🔹پسرم گفت میخواهیم در مسجد نگهبانی بدهیم تا کسی نیاد به زن و بچه مردم آسیب بزند.
🔹پسرم میگفت من چجوری کشور امام زمان را دست داعش بدهم
🔹وقتی زنگ زدم به گوشیش خواستم حالش را بپرسم فرد دیگری تلفن را جواب داد.
🔹چندساعت بعد متوجه شدم که پای پسرم تیر خورده و خون زیادی ازش رفته و به شهادت رسیده؛ جانم به جانش بسته بود نمیدانم چگونه جانم باهاش در نرفت.
- ۱.۱k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط