آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم . . .
از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم . . .
من آمده بودم که تا مرز رسیدن؛
همراه تو به فرسنگ بمیرم . . .
یک جرأت پیدا شدن و شعر چکیدن؛
بس بود که با آن غزل آهنگ بمیرم
فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد؛
در غیرت من نیست که در ننگ بمیرم . . .
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم؛
شاید خدا خواست که دلتنگ بمیرم . . .
دیدگاه ها (۲۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.