{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت: چگونه‌ای؟!

گفت: چگونه‌ای؟!
گفتمش: گویی‌ بر‌ قایقی‌ نشسته‌ ام
میانه‌ ی‌ دریای‌ بی‌ ساحل‌ در‌ آرامشی‌ عمیق‌؛
که‌ نویدِ طوفانی‌ سهمگین‌ می‌ دهد؛
نه‌ سُکانی‌‌ در‌ دست ،نه‌ بادبانی‌ بر‌ باد،
نه‌ پارویی‌ بر آب‌..
و‌ نه‌ حتی‌ پرنده‌ای‌ در‌ آسمان‌ که‌ امید‌ را‌ زنده‌ کند...
‌
💫مي چکاند ماشه را بر پیکرِ اندیشه اش
او که در رویایِ خود هفت آسمان پرواز داشت💫
#اندیشه_های_یک_ذهنِ_مُشَوَش


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#گوناگون
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

گفت چگونه‌ای؟!گفتمش: گویی بر قایقی نشسته‌اممیانه ی دریای بی ...

#دل نوشته✨❤گفت چگونه‌ای؟!گفتمش: گویی بر قایقی نشسته‌اممیانه ...

آنگاه که با تو هستماحساس پرنده ای را دارم که آزاد و رهادر آس...

ادامهٔ گزاره‌هایی از کتابِ «درمانِ اضطراب» ــ بخشِ نخست«دستو...

یوسفعلی میرشکاک

✳️✳️آثار فیلسوف حضرت آیت الله علامه مصباح یزدی :👇👇👇اخلاق در ...

دکتر جعفرلک زایی کشتی عظیم و اسرارآمیز «ایام»، با بادبان‌های...

داستانک شماره چهار: نت ناتمام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط