Love
"Love"
GHAPTER:¹
PART:¹⁰
م:بچه ها همه جم شید بیاید پیش من ..
*همهی بچهها رفتن پیشش*
م:بچه ها آقای کیم یک زمین بزرگ.... والیبال تو عمارتشون در نیویورک دارن واینکه ما فردا قراره به نیویورک بربم چون مسابقات در اونجا شروع میشه برای تمرین کردن به خونهی آقای کیم تهیونگ میریم واینکه همه باید ممنون دار آقای کیم باشید .....
*من اسم های کسایی که به این مسابقه باید بیان رو میخونم*
کیم تهیونگ با لباس شمارهی⁷ ......
پارک آنیا با لباس شمارهی⁸......
جئون جونگکوک با لباس شمارهی⁹....
لی جنا با لباس شمارهی¹⁰....
جانگ جونوو با لباس شمارهی¹¹....
لین لنا با لباس شمارهی¹²....
(بچه ها من والیبال میرم ولی چون بخاطر جنگ چند هفته نرفتم یادم رفت تو یک تیم چند نفرن برای همین اگه تعداد کمتر یا بیشتر بودن ببخشید)
آنی:ببخشید...
م:بله...
آنی میتونم من شماره ⁹باشم؟...
م:نه به هیچ عنوان تو برای پاس سمت راست پاسر که قراره تهیونگ باشه خیلی خوبی...
آنی:ریدم تو شانم(آروم)....
"فردا ساعت⁶صبح ویو آنی"
ساعت⁶صبح با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم ....یک دوش ⁴⁵مینی گرفتم ...
چمدونم رو برداشتم لباسام رو گذاشتم توی کیف کولم هم.... (آینه،برقلب،شکلات،یک کلاه آفتابی،کراپ،وسایلبهداشتی،شاژر،پاور،بادی اسپلش)
گذاشتم ....
ساعت ⁸باید فرودگاه باشم و الان هم ساعت⁷/⁵😱....
لباسم رو پوشیدم(یک شلوارک از زانوم بلند تر یک تیشرت لش و یک عینک مشکی پوشیدم موهام هم گوجهای بستم تیشرتوشلوارکم سفیده)(تیپ ادمینتون برای تابستون😁).....
(ساعت⁶صبح ویو تهیونگ)
ساعت ۵/۵ با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم......
یک دوش ⁴⁵مینی گرفتم....
لباسام رو جم کردم تو چمدون...
تو کولم(شارژر،پاور،کلاه آفتابی،ادکلن)گذاشتم.....
یک شلوار بک با یک تیشرت لانگ سفید پوشیدم با عینک آفتابیم موهام هم حالت دادم.....(اسلاید ۲ موهای تهیونگ)
ساعت⁷رسیدم فرودگاه...
___________________
چطور شد¿
شرایط:
بازنشر:⁵
کامنت:¹⁰
لایک:²⁰
خماریی تا شرایط کامل شه😝
GHAPTER:¹
PART:¹⁰
م:بچه ها همه جم شید بیاید پیش من ..
*همهی بچهها رفتن پیشش*
م:بچه ها آقای کیم یک زمین بزرگ.... والیبال تو عمارتشون در نیویورک دارن واینکه ما فردا قراره به نیویورک بربم چون مسابقات در اونجا شروع میشه برای تمرین کردن به خونهی آقای کیم تهیونگ میریم واینکه همه باید ممنون دار آقای کیم باشید .....
*من اسم های کسایی که به این مسابقه باید بیان رو میخونم*
کیم تهیونگ با لباس شمارهی⁷ ......
پارک آنیا با لباس شمارهی⁸......
جئون جونگکوک با لباس شمارهی⁹....
لی جنا با لباس شمارهی¹⁰....
جانگ جونوو با لباس شمارهی¹¹....
لین لنا با لباس شمارهی¹²....
(بچه ها من والیبال میرم ولی چون بخاطر جنگ چند هفته نرفتم یادم رفت تو یک تیم چند نفرن برای همین اگه تعداد کمتر یا بیشتر بودن ببخشید)
آنی:ببخشید...
م:بله...
آنی میتونم من شماره ⁹باشم؟...
م:نه به هیچ عنوان تو برای پاس سمت راست پاسر که قراره تهیونگ باشه خیلی خوبی...
آنی:ریدم تو شانم(آروم)....
"فردا ساعت⁶صبح ویو آنی"
ساعت⁶صبح با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم ....یک دوش ⁴⁵مینی گرفتم ...
چمدونم رو برداشتم لباسام رو گذاشتم توی کیف کولم هم.... (آینه،برقلب،شکلات،یک کلاه آفتابی،کراپ،وسایلبهداشتی،شاژر،پاور،بادی اسپلش)
گذاشتم ....
ساعت ⁸باید فرودگاه باشم و الان هم ساعت⁷/⁵😱....
لباسم رو پوشیدم(یک شلوارک از زانوم بلند تر یک تیشرت لش و یک عینک مشکی پوشیدم موهام هم گوجهای بستم تیشرتوشلوارکم سفیده)(تیپ ادمینتون برای تابستون😁).....
(ساعت⁶صبح ویو تهیونگ)
ساعت ۵/۵ با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم......
یک دوش ⁴⁵مینی گرفتم....
لباسام رو جم کردم تو چمدون...
تو کولم(شارژر،پاور،کلاه آفتابی،ادکلن)گذاشتم.....
یک شلوار بک با یک تیشرت لانگ سفید پوشیدم با عینک آفتابیم موهام هم حالت دادم.....(اسلاید ۲ موهای تهیونگ)
ساعت⁷رسیدم فرودگاه...
___________________
چطور شد¿
شرایط:
بازنشر:⁵
کامنت:¹⁰
لایک:²⁰
خماریی تا شرایط کامل شه😝
- ۳.۸k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط