{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به قدری ساکتم حالا ؛

به قدری ساکتم حالا ؛
که انگاری ؛
درونم حکم ؛ آتش‌ بس ،
و حالِ چشم‌هایم خوب و آرام است .
به قدری ساکتم انگار ؛
میان شهر قلبم صد هزاران مُرده دارد شعر می‌گوید !
ببین ! من ساکتم ، این بغض و این آشوب ، از من نیست ...
دلم تنگ است ؟ - اصلا نیست !
کسی را دوست می‌دارم ؟ - نمی‌دارم !
رها ، آرام و معمولی ؛ شبیه کلّ آدم‌ها
میان موج‌ها چون قایقی ؛ بی سرنشینم ، بی سرانجامم ...
نه فکری در سرم دارم ،
نه عشقی در دلم ،
آرامِ آرامم ...
دیدگاه ها (۲)

تودنیا هیچی نداشته باش فقط یک رفیق خوب داشته باش پادشاهی کن ...

روز عزیزای دل باباناموس داداشاهووی مامانادخی منگولاجینگول می...

دیروز به تاریخ پیوست.فردا یه رازه.اما امروز یک هدیه‌ست.از ای...

قول که می‌دهیدپایش بایستید !مردانه و زنانه فرقی ندارد...همین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط