{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز بی خبرم از شمارش روز های تنهایی

هنوز بی خبرم از شمارش روز های تنهایی
نمیدانم چند پنجره ، به کوچه زل زده ام
چند دفتر برای آمدنت ، شعر نوشتم
چند بار قاصدک را بوسیدم
من اینجا روی نیمکت پوسیده ی " خیال " ‌‌‌‌‌...
دیدگاه ها (۰)

و شاید نهایت خستگی عمیق یک نفر این باشد که بپرسی خوب هستی ؟...

ببینمت گونه هایت خیس است باز با این رفیق نابابت نامش چه بود ...

زبان حال دلم را کسی نمی فهمد کتیبه های ترک خورده خواندنش سخت...

اگر گمان می بری که دلم برایت تنگ نمی‌شود ،بدان که بعضی گمان...

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم استدنیا برای از تو سرودن مرا ک...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔p7اما ناگهان دست های خانم مین، تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط