{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست،
میرسم با تو به خانه از خیابانی که نیست،

مینشینی رو به رویم خستگی در میکنی
چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست!

باز میخندی و میپرسی ك حالت بهتر است؟
باز میخندم ك خیلی گرچه میدانی که نیست!

شعر › میخوانم برایت واژه ها گل میکنند
یاس و مریم میگذارم توی گلدانی که نیست!

چشم میدوزم به چشمت، میشود آیا کمی
دست‌هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟
دیدگاه ها (۰)

شب، آرام‌ترین آواز جهان است؛آوازی که از دلِ تاریکی می‌گذرد و...

زیبایی‌ات من را به یادِ آن زمان انداختروزی که چشمت چایی‌ام ر...

لای موهای قشنگت تاجی از گل میزنمدر کنارت خوب من تا آسمان پل ...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط