{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه خانومی تعریف میکرد

یه خانومی تعریف میکرد:

امروز با دخترم دندونپزشکی بودم.
نشسته بودیم تو سالن رادیولوژی.
منتظر بودیم اسممونو صدا کنند.
فقط من و دخترم چادری بودیم و یک خانوم و دختر کوچولوش، بقیه ی خانوما اکثراً بی حجاب بودند و چند تا بدحجاب.

یهو یه آقایی وارد شد با تیشرت و کلاهِ قرمز و شلوارِ جین؛ (تیپی که ظاهراً مذهبی نبود)، یه نگاهی به جمع انداخت و رفت سمتِ سوپر مارکتِ روبروی سالن خرید کرد و برگشت.

اومد سمتِ دخترم و یه شکلاتِ تک تک بهش داد و با صدای بلندی که همه بشنون، گفت :
بیا دخترِ خوب !
این بابتِ #حجابِ قشنگ و متانتت.😊

همین جمله رو به اون دختر هم گفت و شکلات داد و نشست.
سالن، چند لحظه هنگ بود.
دو سه نفر شالشونو کشیدن رو سرشون،
بقیه سرشونو انداختن پایین.

خیلی حرکت جالبی بود مخصوصاً برای آقایون که یه #امر_به_معروفِ غیرِ مستقیم و دوستانه بود.👏

🌺قشنگتر از اون، حسِ افتخار و زیبا بودن و اعتماد به نفسی بود که این دو تا بچه با چادرِ مشکی (بین اون همه زنِ رنگارنگِ ظاهراً زیبا) به دست آوردند.🌺

#بی_تفاوت_نباشیم
#حجاب

✍️ ریحان بانو🌱🇮🇷

🆘 @Roshangari_ir
🔜 Rubika.ir/roshangari_ir
دیدگاه ها (۱)

⭕️ عاجز از تامین؟ - عجز شورای تامین در آشیانه اهل بیت🌀 اگر ش...

سگ نژاد پیتبول رو بدون قلاده داره تو شهر میچرخونه😐این نژاد ا...

پارت ۲

پارت 57

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط