{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باور کردم حرف‌هایت را...!

باور کردم حرف‌هایت را...!

وای بر فانوسی که بعد از این ویرانی کشتی شکسته تو را می خواند
وای بر این حالی که با درد فراق تو سر می کند
باور کردم حرف‌هایت را ..
چگونه و چرا نمی دانم ..
اما باوری بود
که تا امروزی که نداشته ام شدی
ندیده ام شدی نبوییده ام شدی …
باز هم تو هستی ،
تو شدنی هستی که دیگر نمی شوی …
تو دلیلی هستی که دیگر نیستی…
تو نوایی هستی که صدایی نداری …
تو نگاره ای هستی که مفهوم را از نقش برده ای..
تو آبی هستی که به هیچ جویی تن نمی دهی…
تو مفروضی هستی که فرضیات در وصف تو نیست..
تو ستاره ای هستی
که می توانم از آسمان
بارها باچشمان بسته بچینمت …
تو درکی هستی
از بی معنی ترین معانی که شنیده ام …
و تو خاطره ای هستی
که دیگر نباید باشی
چون تو در نبودت می توانی
مفهومی از عشق باشی…

@Lovebandar
دیدگاه ها (۰)

دلم برای هم آغوشیِ صمیمی‌ِ تنهایمانبرای نوازشبرای صدا کردن‌ه...

هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اشرفاقت نکندرد دل نکنشوخی نکنحر...

بیدار موندن تا صب و فکر کردن درباره کسایی که فکر میکردی همون...

چشمانم به شدت وجود پر مهر تو را در کنار خود می خواهند،آنقدر ...

مافیای من

مافیای من

DarkBlaze

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط