{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیست

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیست
نشسته‌ام که مگر جاده به پایان برسد
هر سو که نظر کردم، نشان از تو ندیدم
گفتم که مگر باد، مرا سوی تو برد
دل گرچه ز پیمودنِ این راه فرو ماند
باز از پیِ آن یار، به یک شوق دوان بود.
دیدگاه ها (۲۸۷)

- Sometimes I look at life and think: what a fucking ridicul...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط