{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیست

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیست
نشسته‌ام که مگر جاده به پایان برسد
هر سو که نظر کردم، نشان از تو ندیدم
گفتم که مگر باد، مرا سوی تو برد
دل گرچه ز پیمودنِ این راه فرو ماند
باز از پیِ آن یار، به یک شوق دوان بود. ☕️
دیدگاه ها (۲۴)

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط