عشق من

عشق من...
من تورا آنچنان دوست داشتم که باورت نمیشد...اگر میتونستی درست به خودت نگاه کنی توهم عاشق می شدی...
هربار که چشمان مشکیت را می دیدم میگفتم...چطور او مانند یک فرشته یه بی بال است؟
آن لب ها...آن چشم ها...آن صدای ارامش بخش...
همه چیز تو مایه ی آرامشم بود...
تو همیشه از معشوقه ات به من میگفتی و من می‌خندیدم...ولی قلبم هزاران تیکه میشد...
با خودم میگفتم چرا من جای او نیستم؟...چرا او مرا دوست ندارد؟
ولی هیچوقت جرئت اعتراف بهت رو نداشته ام...
امیدوار بودم روزی بتوانم بهت بگویم ولی... خیلی دیر بود...
تو الان در زیر آن خاک های سرد هستی...
جواهر من آیا سردت است؟...شنیدم ان جا کثیف و سرده...الان آرامی؟...
ببخشید که عاشقت شدم و نتونستم نجاتت بدم...
من تا اخر عمرم عاشقت میمانم:)
☆☆☆
دیدگاه ها (۴)

خبب عزیزان رولم تغییر کردددد☆☆☆☆☆☆☆رولم بهم میاد؟

کاپ تاپ؟ نسبت؟ فرند؟ مهربون باشسرد نباشایگم نکنتو هم پیام بد...

سلام بچه ها چطورین؟☆قبول دارین ویس کصشعر شده؟ ...هعیمیگم این...

گرل ها با توجه به هیئت هایی که دریافت کردم تصمیم گرفتم کلا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط