🍁یک قصه تلخ از عشق🍁

ای بی تو دل تنگم شب گرد خیابان ها
چشمان پر از اشکم مانده زیر باران ها

راه بسته و پل بسته هر دو پای من خسته
در بستر مسدودم با یورش توفان ها

ای عشق مدد کن تو بر آبروی شعرم
با زمزمه ای از عشق در جمع پریشان ها

باز از سر شب تا صبح با خیالت همراهم
با عشق تو شد معنا مجنون بیابان ها

می سوزم و می بازم با یاد تو می سازم
یک قصه تلخ از عشق بی تو زیر باران ها
#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۰)

🍁با تو دلپذیر است🍁

🍁باور🍁

🍁داغ عشق🍁

🍁کاش تو شاه نشین قلب ماشی🍁

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۲۳خشن ازم فاصله گرفت و پشت به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط