{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو می گویی غم تو را مانند آواز رودخانه فرا گرفته است

تو می گویی غم تو را مانند آواز رودخانه فرا گرفته است

من می گویم:سرور مرا مانند شادمانی نور فروزان و شتاب زده ی خورشید هنگام نوازش طلاطع طلوع فراگرفته🙃✨

و درید این تن را قلبی با تپش هایش به یاد تو

و پیش از انکه خون از چشمه وجودش جاری شود فریاد نام تو همه را حیران کرد.... زنجیر احساسم هنگام رویارویی با تو از هم گسیخت.... و عطش محکوم به بوسه هایمان همچون کوه مرا برافراشت🙃✨

و ساختم لحظه ای را کنار تو به هنگام اشک شوق و ترانه افتاب که آسمان هم به آن دلباخته....لحظه ای که همه آن را از جنس رسیدن به معشوق و دوری را به دست خاکستر فراموشی، به جریان باد سپردن...می شناسند🙃✨

پس بگزار تا در حصار دست هایت شکوفه دهم

و بوی تو را برای همیشه در ذهنم حبس کنم 🙃✨

از طرف .... :حس من نسبت به تو با فریاد بوسه ها شکل گرفت😔✨ اگر بوسه ها از یاد بروند ....چشم هایی که نگاه پیوسته ما در آن جریان داشت از یاد نمی روند!



تقدیمی برای:......✨

ولی اون دوستم که وقتی داشت متنم رو میخوند و لبخند میزد ولی بعدش تو فکر فرو رفت و نگاه دردناکی از خودش نشون داد🙂🖤

و یکی دیگه هم گفت عاشق شدم 🙃🙂!؟!

بهم میگن تو نباید تجربی میومدی می‌رفتی انسانی نویسنده می‌شدی 🫤🤝🏻 نمی‌دونم چی می نویسم فقط می‌دونم از حسم می نویسم🙃✨

درخواستی چیزی داشتی بگو و اینکه اگر بخوای نوشته تقدیمی می نویسم 🙃✨
دیدگاه ها (۵)

من او را از تاریکی غصه هایش نجات و او مرا از فکری بیهوده نجا...

جوری که رو من غیرت داره😔🥂❤️‍🔥

یکی:چطور اون هم دوست داره و هم می‌تونه بهت خیانت کنه و با ای...

اگه قرار باشه از عشق بنویسم اون روبدون دوریبدون دردبدون افسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط