{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل فروشی گفت کار و کاسبی خوابیده است

🍒🌱گل فروشی گفت کار و کاسبی خوابیده است
کلّ گل هایم پلاسیده ، دلم رنجیده است

مشتری دیگر ندارد گلفروشی های من
دور هر شاخه سرانگشتان من چرخیده است

من ندیدم در درون قلب ها دیگر وفا ؛
مثل قبل اینجا کسی جان دلم نشنیده است

خنده هایی زورکی و گَرد غم بر چهره ها ؛
حسرت و بیچارگی بر دیده ها ماسیده است

دوستی ها مدتش کوتاه و چشمم طول آن؛
را به قدرِ رفتن از عرض خیابان دیده است

در شلوغی های این شهر دراندشت آنچه هست
کینه توزی و طمع از هر طرف زاییده است

پول و مدرک ها گرفته جای پای عشق را ؛
نفرت این شیرازه را از بیخ و بن پاشیده است

هر کسی این روزها معیارهایش ثروت است
ارزشش را با همان دارایی اش سنجیده است

کوچه ها،همسایه ها با هم غریب و دشمنند
جای باران تخم های بی کسی باریده است

ریشه های مهر و آرامش میان خانه ها ؛
تار و پودش از نگاه سردمان پوسیده است

مادران تنها ، پدرها خسته از این زندگی؛
کودکان افسرده چون بیدی به خود لرزیده است

مهربانی های بی منت شده کمرنگ و محو
چشمش از روی جهان و روی ما پوشیده است

این به ظاهر زندگی از خودکشی هم بدتر است
غربتش را دورِ دستان فلک پیچیده است

حال و روز دشت های سبز ما ناگفتنی !
ریشه های "پونه"ها در دشت ها خشکیده است🍒🌱

#افسانه_احمدی_پونه
#گیلان_من
#believeme
دیدگاه ها (۲)

🌱🍒شاعری دریاییم دل را به دریا می زنمغرق دارم می شوم پاروی قا...

🌱🍒در امتدادکهکشان ماهی میان آسماناین لحظه های ناب را در خاطر...

🍒🌱با خیال تو، خیالم را پریشان می کنم🍒🌱#believeme

🍒🌱تقصیر ندارد بخدا زورق خستهازچشم خروشان تو صد موج هویداست🍒🌱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط