{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی

گاهی
در عبور بی خیالی ابرها
رد پای تنهایی
زمین گیر می شود
بر نیمکت بی روح حیرانی
اندیشه ای سپید
بر صیقل رو ح می دمد
چلچله ها
از تنگنای فراق
به بیرون پر می کشند
ناله می شوی در خود
و می مانی
بر قفس خالی زمان


افسانه_کامکار
دیدگاه ها (۰)

غم، نه نشانه‌ی ضعف، که بهایِ گزافِ عمیق بودن است. هر اندوهی ...

غم، نه نشانه‌ی ضعف، که بهایِ گزافِ عمیق بودن است. هر اندوهی ...

طومار خاکسترین

عیسی اسدی شاعر تهرانی

از همان ثانیه‌ی اول که چشممان به او افتاد با خودمان گفتیم ای...

تورا گفتم ، نگفتم ؟ تو را ای چشم یادت هست می گفتم؟ببین آیات ...

تورا گفتم ، نگفتم ؟ تو را ای چشم یادت هست می گفتم؟ببین آیات ...

اهل کاشانم.روزگارم بد نیست.تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوز...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست.تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوز...

اهل کاشانم روزگارم بد نیستتکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن ذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط