همیشه عاشق بغل کردن بودی با اینکه بالام شکسته بود تور

همیشه عاشق بغل کردن بودی ، با اینکه بالام شکسته بود ، تورو بغل میکردم ، سعی میکردم ، حالت و خوب کنم . انقد دوست داشتم که حتی ، روی خنده هاتم احساس مالکیت داشتم . تموم من از وجود تو بود . بهترین آغوشو تو داشتی و اون آغوش و به من میبخشیدی . ولی ؛ از یه جایی به بعد همه چی فرق کرد . عمیق ترین رابطه با مزخرف ترین دلیل ممکن از بین رفت .
ولی ما تصمیم گرفتیم این رابطه رو برگردونیم به اولش ، اما من فکر میکنم تو زیادی به گذشته برگشتی ؛ به اون موقعی که نه من تورو می شناختم نه تو منو....






" خاطراتی که با هم داشتیم "
دیدگاه ها (۳۲)

وقتی که روی نیمکت ، کنار ساحل نشسته بودیم . خیلی سردت شده بو...

همیشه دلم میخواست ساعت ها به تو نگاه کنم ، بدون هیچ حرفی ، ا...

توی اعماق وجودم ، سعی میکنم تموم دردامو زیر زمین خاک کنم ، و...

چقدر می‌تونه درد داشته باشه که ، فقط تظاهر کنی ، و هرجام کم ...

نام:وقتی پسر داییت بود و بعد از ۱۵ سال دیدیش پارت:۵بعد از ای...

ظهور ازدواج پارت ۴۵۲وقتی چشمامو باز کردم هنوز تو بغلش بودم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط