{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم...

.
بجز غم با دلم کس آشنا نیست

که هر جا می‌روم از من جدا نیست

مگر با غم گِل ما را سرشتند

که شادی با دل ما آشنا نیست ...

#شعر
#زندگی
دیدگاه ها (۳)

تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانـی را

موسیقی نوازشگر روح آسیب دیده ایست که از روزگار زخم میخورد...

از مرگ نترس ، از این بترس که وقتی زنده ای چیزی درونت بمیره به نام " انسانیت " ...

من دارم تلاش میکنم که با شب بجنگم....

ز چرخ اقبال بی‌ ادبار خواهی او ندارد همکه اقبال مه نو هست با...

تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیستغم تو هست ولی غمگسار باید ...

وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی درواژه های شعر من گوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط