{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_او آفتاب گردون بود و من ماه ، شب هارا تا صبح به او خیره

_او آفتاب گردون بود و من ماه ، شب هارا تا صبح به او خیره بودم درحالی که او روز هارا برای خورشید زندگی می‌کرد..
دیدگاه ها (۲)

_جونگکوکا+بله_تو‌ به‌ این‌ قلب‌ اعتماد‌ داری‌ درسته؟+درسته‌_...

_میدونی‌ اوژنی‌ شاید‌ نیاز‌ نیست چیزای‌ خاصی پیدا‌ کنی‌همین‌...

+عشق چه رنگیه تهیونگ؟_رنگ چشماتو دیدی زندگیم؟دقیقا همون رنگ.

_عزیززادهگر خواهی گریه کنیبا لب‌هایم اشکهایت را تقدیس میکنم.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط