من نمی دانم که بُردم جنگ را یا باختم
من نمی دانم که بُردم جنگ را یا باختم
زنده بیرون آمدم اما سپر انداختم...
از جهنــم هیچ باکی نیست وقتی سالها
با جهانی این چنین هم سوختم هم ساختم
دوست از دشمن مخواه از من که بشناسم رفیق
من که در آیینه خود را دیدم و نشناختم...
زنده بیرون آمدم اما سپر انداختم...
از جهنــم هیچ باکی نیست وقتی سالها
با جهانی این چنین هم سوختم هم ساختم
دوست از دشمن مخواه از من که بشناسم رفیق
من که در آیینه خود را دیدم و نشناختم...
- ۲.۱k
- ۱۹ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط