{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌من نمی دانم که بُردم جنگ را یا باختم

‌‌من نمی دانم که بُردم جنگ را یا باختم
زنده بیرون آمدم اما سپر انداختم...

از جهنــم هیچ باکی نیست وقتی سالها
با جهانی این چنین هم سوختم هم ساختم

دوست از دشمن مخواه از من که بشناسم رفیق
من که در آیینه خود را دیدم و نشناختم...
دیدگاه ها (۰)

تحمل میکنم با زخم، چون مرهم نمی بینم،،،

بنظرتون چقدر طول میکشه ، آب بشه😂😂😂

اگه وقتی میخنده خوشگل تر میشه؛اگه لباسش خیلی بهش میاداگه خطش...

‏آه از این غربت نزدیک و از آن حسرت دورعشق در سینه‌ی من هست و...

وقتی مافیاست و اجباری باهاش ازدواج کردیم و اون دوسمون داره م...

شبنم کوچولو:3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط