آن جا یک قهوه خانه بود

آن جا یک قهوه خانه بود.

آن جا یک قهوه خانه بود.
اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای.
چرا؟
دنیا خراب می شد اگر دقایقی آن جا مینشستیم
و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله،
همیشه عجله...
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام...

محمود دولت آبادی
دیدگاه ها (۲)

معرفی ی دوباره برادر دوقلو ی هانائو هیتایو 😊✨(آپدیت نیست، فق...

معرفی ی اوسی/ocـیم 😊✨آپدیت فک کنم ۶ـرم الان🗿(کمی آپدیت دادم)...

پروانه جان

پارت ۱

THE HIDDEN LOVE 1عشق پنهانی | Jeon Jungkook × Youژانر: عاشقا...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

آن جا یک قهوه خانه بود.اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چا...

آن جا یک قهوه خانه بود.اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چا...

به کجا چنین شتابان؟آنجا یک قهوه خانه بوداما ننشستیم به نوشید...

آنجا یک قهوه خانه بوداما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای،چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط