خانه دلتنگ غروبی خفه بود

خانه دلتنگ غروبی خفه بود...
دیدگاه ها (۱)

تو ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ کم ﻧﯿﺎورم‏ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ نکنم‏ﻧﻔﺲ کشیدﻥ...

انسان خودش را نميشناسدخصوصاقدرت هايش را🤍

قضاوت می کنی مارا قضاوت میشوی روزیمسوزان سینه ی ما را که روز...

و منآنقدر تورا عاشقم که حاضرم پشت هر قدمت سجده کنم برای بوسی...

خانه دلتنگ غروبی خفه بودمثل امروز که تنگ است دلمپدرم گفت چرا...

شب داستان زندگی ماستگاهی پرنورگاهی کم نور میشوداما بخاطر بسپ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط