{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

'407 روز پیش...

'407 روز پیش...
از آن موقع تا این موقع؛
هر روز و هر شب،
از خود میپرسم:
که چگونه است آن دیدار؟
چگونه است چشمانش؟
چگونه است چهره اش؟
چگونه است لبخندش؟
چگونه است شخصیتش؟
چگونه است؛
لحنش؟
صدایش؟
حرف هایش؟
لباس هایش؟
موهایش؟
دست هایش؟
قد بلندش؟
سوالایی است که همیشه از خود میپرسم،
همیشه از خِدا میپرسم،
از 407 روز پیش..
تا به الان که سالگردِ
آن پشیمانی است...
میپرسم اما..
نه «او» جوابی میدهد،
نه خودم جوابی میدهم،
و نه خِدا جوابی میدهد...
آیا میشنود؟
یا که فقط میخواهد بگوید:
به صلاح نیست؟
آخر 407 روز کم است؟
یک بار هم به صلاح باشد...
مگر چیست؟
«او» که هرگز در نگاه اول نمیفهمد؛
عشقی که به «او» دارم را..
گر بفهمد هم..
گویی متنفر میشود؛
از من،
از احساساتم،
و یا...
گویی شاید متنفر نشود..
اما فقط خِدا میداند..
شاید فراتر از تصوراتم باشد؛
آخر...من برایش عادی هستم،
شاید هم نباشم..
اما اگر اشک هایم در نگاهِ اول؛
همه چیز را لو بدهند چه؟
امان از این اشک ها...
که بیشترینِ آنها..
در آن دیدار نمایان میشوند..
امان از تپش قلب ها و خنده های..
بی تکرار در گذشته...🌑🍃🎬🌊

-𝐀𝐜𝐭𝐨𝐫 𝐀𝐫𝐢𝐲𝐚𝐧𝐚>>>>>🎬🩵
        ★            ★            ★            ★
دیدگاه ها (۰)

'و اما «اوِ» عزیزِ من؛اگر تا آن موقع،خِدای ناکرده...؟🕰🎬-𝐀𝐜𝐭𝐨...

+بیخیال یه تابستون بوده دیگه!-ولی اون یه تابستون عادی نبود؛ا...

'ولی این اصلا منصفانه نیست که حتی کوچکترین ذوق و خوشحالی هم ...

'و اما هیچ چیز مانند پارسال نیست..گویی به قدری فرق داردکه ان...

بعضی دردها صدا ندارند...نه زخم می‌شوند،نه خون می‌آیند،فقط هر...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 121✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط