هر کجا جایش نبوده رفع زحمت کرده است
هر کجا جایش نبوده رفع زحمت کرده است
قلب من تنهاست، چیزی نیست، عادت کرده است
هیچکس جویای حالم نیست، حتی آینه
با من از روی ترحّم گاه صحبت کرده است
کاش کفش پارهام را یک قدم پوشیده بود
او که عمری گامهایم را قضاوت کرده است
آنچنان میترسم از دنیا و آدمهای آن
هر که از من رو بگرداند محبت کرده است
بهترین داراییاش بودهست، قدرش را بدان
قلب من تنهاییاش را با تو قسمت کرده است
خط به خط، مصرع به مصرع، بیت بیت
چشمهایت شعر گفتن را چه راحت کرده است
عِمران بهروج
#شعرخوانی
#عمران_بهروج
قلب من تنهاست، چیزی نیست، عادت کرده است
هیچکس جویای حالم نیست، حتی آینه
با من از روی ترحّم گاه صحبت کرده است
کاش کفش پارهام را یک قدم پوشیده بود
او که عمری گامهایم را قضاوت کرده است
آنچنان میترسم از دنیا و آدمهای آن
هر که از من رو بگرداند محبت کرده است
بهترین داراییاش بودهست، قدرش را بدان
قلب من تنهاییاش را با تو قسمت کرده است
خط به خط، مصرع به مصرع، بیت بیت
چشمهایت شعر گفتن را چه راحت کرده است
عِمران بهروج
#شعرخوانی
#عمران_بهروج
- ۵۰۰
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط