شب تولدم
شب تولدم
پارت 59
فصل دوم
پارت 30
ات: پس اگه من نبودم شما مخشو زده بودین؟
دختروهه4:اره که زده بودیم
ات: پس من میرم شما مخشو بزنین
دختروهه 3:باشه برا منه هاااا
ات: جونگ کوک بیا
جونگ کوک: الان میام جانم عشقم
ویو ات: انگشتر داخل دستمو در اوردم و گذاشتم کف دست جونگ کوک
ات: مخشو بزنین بای
و رفتم پیش تهیونگ
دختروهه 4:خب ببین....... اخخخخخخ چیکار میکنی مرتیکه
جونگ کوک: اینو زدم که یاد بگیری تو زندگی دیگران دخالت نکنی و خراب نکنی
از دور دیدم کوک میاد دویدم سمتش و پریدم بغلش یه بوس از لباش کردم و حلقمو ازش گرفتم و از بغلش اومدم پایین
ات: قربونت بشمم من
جونگ کوک: عشقمی
ات: راستی تهیونگ تو رو هم میخواستن (خنده)
تهیونگ: اع جدی... جونگ کوک نمیخوای معذرت خواهی کنی که زدیش
جونگ کوک: نه
تهیونگ: پس من میرم معذرت خواهی کنم
کلی: تهیونگ من دوس دخترتما اینجام هستم
ات: تهیونگ راه بیوفت خونه حرف میزنیم (ناراحت)
تهیونگ: باشه اوف
ویو ات: رسیدیم خونه یه کیسه اب گرم از جونگ کوک گرفتم و ازش خواستم کلی داخل اتاق نیاد تا بتونم با تهیونگ حرف بزنم رفتم داخل اتاق تهیونگ روی مبل نشستم سکم لم دادم و کیسه اب گرمو روی دلم گذاشتم
ات: گوش میکنم
تهیونگ: چیو
ات: دلیل رفتاراتو
تهیونگ: ات ول کن جان ما
ات: تهش چییی تا کی میخوای ادامه بدی رفتاراتو
تهیونگ: خستم نکنین دیگه اه
پایان فصل 3
ادامه دارد
شرط برای فصل سوم 600 تایی بشیم با تشکر😂👑
پارت 59
فصل دوم
پارت 30
ات: پس اگه من نبودم شما مخشو زده بودین؟
دختروهه4:اره که زده بودیم
ات: پس من میرم شما مخشو بزنین
دختروهه 3:باشه برا منه هاااا
ات: جونگ کوک بیا
جونگ کوک: الان میام جانم عشقم
ویو ات: انگشتر داخل دستمو در اوردم و گذاشتم کف دست جونگ کوک
ات: مخشو بزنین بای
و رفتم پیش تهیونگ
دختروهه 4:خب ببین....... اخخخخخخ چیکار میکنی مرتیکه
جونگ کوک: اینو زدم که یاد بگیری تو زندگی دیگران دخالت نکنی و خراب نکنی
از دور دیدم کوک میاد دویدم سمتش و پریدم بغلش یه بوس از لباش کردم و حلقمو ازش گرفتم و از بغلش اومدم پایین
ات: قربونت بشمم من
جونگ کوک: عشقمی
ات: راستی تهیونگ تو رو هم میخواستن (خنده)
تهیونگ: اع جدی... جونگ کوک نمیخوای معذرت خواهی کنی که زدیش
جونگ کوک: نه
تهیونگ: پس من میرم معذرت خواهی کنم
کلی: تهیونگ من دوس دخترتما اینجام هستم
ات: تهیونگ راه بیوفت خونه حرف میزنیم (ناراحت)
تهیونگ: باشه اوف
ویو ات: رسیدیم خونه یه کیسه اب گرم از جونگ کوک گرفتم و ازش خواستم کلی داخل اتاق نیاد تا بتونم با تهیونگ حرف بزنم رفتم داخل اتاق تهیونگ روی مبل نشستم سکم لم دادم و کیسه اب گرمو روی دلم گذاشتم
ات: گوش میکنم
تهیونگ: چیو
ات: دلیل رفتاراتو
تهیونگ: ات ول کن جان ما
ات: تهش چییی تا کی میخوای ادامه بدی رفتاراتو
تهیونگ: خستم نکنین دیگه اه
پایان فصل 3
ادامه دارد
شرط برای فصل سوم 600 تایی بشیم با تشکر😂👑
- ۱.۲k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط