{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
.
‌.
.
.
.
‌در مسجد ِ عشق رفته بودم به نیاز
گفتند اذان بگو ! من از او گفتم.... .

این قصه ادامه دارد ....
دیدگاه ها (۱)

جا مانده از ت در من نگاه لبخند و تمام لحظه‌ای با ت بودن ... ...

.مرا مست کردی                  شرابی مگر  ؟                 ...

........شیراز شهر شعر و ادب به بهارش معروف است و عطر نارنجشا...

یادداشتی از شما تو سایه ی شاعرانه ای با روحی سرگردان میان وا...

سلام آقاپاشو ریحانه‌تو آوردم 💔همون دختری که خودت اسمشو براش ...

🎥قاتلان مداح جوان در اعترافات خود چه گفتند؟+ من به تازگی از ...

چه زیباست قصه پیوندی که...آغازش عشق بود،و ادامه اش ایمان💞#یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط