بغض دوری از شما، دارد کبابم میکند.
بغض دوری از شما، دارد کبابم میکند.
یاد زیبای شما، دلتنگ و آبم میکند
با فدای جانتان، ایران گردید سربلند.
بنگرید درد فراق، دارد عذابم میکند.
یاد لبخند شما، سستی ز تن بیرون کند.
چابک و یکرنگ، چون، عهد شبابم میکند.
تا که آمد یادتان، رفته غبار غم ز دل.
یاد آن لطف و صفا، دارد خرابم میکند
مانده اند یارانتان، تا بازگویند حالتان.
سیر در احوالتان، دور از سرابم میکند.
فیض دوستی با شما، تابید نوری بر دلم.
جز رضای دوست را، پاک از کتابم میکند.
یادتان بودن به دنیا، حاصلش تغییر شد.
پیروی از راهتان، غرق در ثوابم میکند.
تحت فرمان ولایت، جان نثارانی زیاد.
چون علمدارست ولایت، پر شتابم میکند.
دل سپردن جز خداوند را، ندیدم در شما.
خوب دانم بنده بودن، پاک و نابم میکند.
همره این امت هوشیار و بیدار و غیور.
هر دعایی کرده دیدم، مستجابم میکند.
رو به درگاه خداوند، بی ریا با اختیار.
آنچه بوده خیر بر من، دست یابم میکند.
یاد دارم از شما، ذکر لب و نجوای شب.
اشکهای نیمه شب، پا در رکابم میکند.
لحظهای غفلت، به زیر آرد تمام بندگی.
دیده ام دنیای دون، آهسته خوابم میکند.
ای آقای من ، رسان دست بر این ناتوان.
این تن فرسوده ام، دارد جوابم میکند.
از خدا خواهم، به راه سرخ باشم استوار.
گر شفیع ما شوید، عفو از حسابم میکند.
حسرت دیدار مانده، بر دل جاماندگان.
یار اگر لایق ببیند، انتخابم میکند.
#اللهمعجللولیکالفرج
#یا_مرگ_یا_خامنه_ای
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
یاد زیبای شما، دلتنگ و آبم میکند
با فدای جانتان، ایران گردید سربلند.
بنگرید درد فراق، دارد عذابم میکند.
یاد لبخند شما، سستی ز تن بیرون کند.
چابک و یکرنگ، چون، عهد شبابم میکند.
تا که آمد یادتان، رفته غبار غم ز دل.
یاد آن لطف و صفا، دارد خرابم میکند
مانده اند یارانتان، تا بازگویند حالتان.
سیر در احوالتان، دور از سرابم میکند.
فیض دوستی با شما، تابید نوری بر دلم.
جز رضای دوست را، پاک از کتابم میکند.
یادتان بودن به دنیا، حاصلش تغییر شد.
پیروی از راهتان، غرق در ثوابم میکند.
تحت فرمان ولایت، جان نثارانی زیاد.
چون علمدارست ولایت، پر شتابم میکند.
دل سپردن جز خداوند را، ندیدم در شما.
خوب دانم بنده بودن، پاک و نابم میکند.
همره این امت هوشیار و بیدار و غیور.
هر دعایی کرده دیدم، مستجابم میکند.
رو به درگاه خداوند، بی ریا با اختیار.
آنچه بوده خیر بر من، دست یابم میکند.
یاد دارم از شما، ذکر لب و نجوای شب.
اشکهای نیمه شب، پا در رکابم میکند.
لحظهای غفلت، به زیر آرد تمام بندگی.
دیده ام دنیای دون، آهسته خوابم میکند.
ای آقای من ، رسان دست بر این ناتوان.
این تن فرسوده ام، دارد جوابم میکند.
از خدا خواهم، به راه سرخ باشم استوار.
گر شفیع ما شوید، عفو از حسابم میکند.
حسرت دیدار مانده، بر دل جاماندگان.
یار اگر لایق ببیند، انتخابم میکند.
#اللهمعجللولیکالفرج
#یا_مرگ_یا_خامنه_ای
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
- ۱۸۱
- ۱۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط