{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My friend ♡:)

My friend ♡:)
part.10.
_..نه ندارم..《حرفشو قطع کرد 》
+..خیلی خب پس بریم..
جلو راه افتاد پشتش از کتابخانه خارج شدم
به حر فای فک کردم راست میگه اشتباه کردم
بد حرف زدم ولی بنظر نمی رسید واسش مهم باشه
ولی همین یکبار بود
"نه مشکلی نیست کم کم بهش عادت کردم"
یعنی بقیه هم همین رفتارو باشه دارن؟
چه ربطی به من داره
خودش داره سر من خالی می کنه
رسیدیم به ماشین دره صندلی عقب باز کرد
_..توقع داری تو ماشین خودم عقب بشینم..
چیزی نگفت درو معمولی بست
و دره شاگردو باز کرد
نشستم درو بست
و خودش سوار شد
همین جوری که استارت میزد گفت
+..طبق قوانین که من خوندم شما عقب میشینی ولی این بار دومه و من باید از سلامتتون مطمئن بشم..
ماشین روشن شد و راه افتاد
_..چه ربطی به سلامتی داره..
+..اگه یک ماشین از جلو بخوره اسیب میبینین..
_..یعنی عقب باشم نمی خوره..
+..نه جوری رانندگی میکنم که امکان تصادف وجود نداره ولی اگه کسی روانی باشه ماشین از جلو اسیب مینبینه..
_..جون من به ماشینمو اگه اسیب ببینه منم باید ببینم..
+..هر جور راحتین..
_..من با این راحت نیستم..
+..چی؟..
_..رسمی حرف زدنت وقتی من غیر رسمی حرف میزنم..
و سکوت
*و رسیدیم استخر هنوز تب داشتم و حسش میکردم
پارک کردم و پیاده شدم ساعت ۲ ظهر و هوا گرم بود
رفتیم تو و وارد شدیم انگار رزرو شده بود
یک آقایی با مایو جلو جنگ کوک وایستاد
×..سلام جونگ کوک..
_..سلام آقای لی..
منم تعظیم کردم
داشتن در باره موزیک ویدیویی که انگار قرار بود تو استخر ظبط کنن حرف می‌زدند که یه پسر کوشولو که اونم با مایو بود اومد سمتمون جز اونو و آقای که لی صدا زده شده بود و منو کوک
^..سلام اگایه جئون..
_..اوو سلام کوچولو..
×..این پسرمه .سه مو برو بازی کن ما کار داریم..
^..باشه بابا..《صورتشو ناراحت کرد》
و رفت
_..مشکلی نداشت..
×..نه نباشه بهتره میره به همهی دوستاش میگه..
_..اوکی ادامه بدیم؟؟..
×..این استخر عمغش از استخر معمولی بیشتره و حتی اگه شنا بلدم باشی امکان غرق شدن هست ..
رفتیم کنار استخر
_..مشکلی نیست با تاب کمکی انجامش میدیم..
همونجا وایستاده بودن و حرف می‌زدند
که نگاهم به پسر کوچولو که اونطرف استخر داشت بازی می‌کرد افتاد که یهو پاش لیز خورد افتاد تو آب شوک بهم وارد شد باباش نفهمید تنها فکرم اوک بود کیفمو انداختم کتمو در اوردم یهو پریدم تو آب و زیر اب چشامو باز کردم دیدمش به سمتش شنا کردم
گرفتمش به بالا شنا کردم و ا سرش از اب خارج شد به لبه استخر رسوندمش پاشو گذاشت رو شونم که بره بالا
داشتم میرفتم پایین ولش کردم رفت بالا و هیچی نفهمیدم

& یهویی پرید
×..چی شده صب کن سه مو کو..
و فهمیدیم که پسر افتاده و دوهی دنبالش
سرش از اون طرف استخر اومد بیرون و کمکم از استخر خارج شد ×..دختره کو..
دویدیم استخر دور زدیم و پدر پسرشو بلند کرد
به اب نگاه کردم ندیدمش
_..دوهی اون. سرما خورده بود..
نزاشتم لی چیزی بگه تیشرتمو در اورد و پریدم تو اب دیدمش داره میره پایین و بنظر بیهوش میاد
من جاش بودم همون لحظه که رسیدم تو اب بیهوش میشدم
رفتم سمتش و بغلش کردم و به بالا شنا کردم
و پامو بیرون از اب گزاشتم و اون برای استال تو بغلم بود
اب از موهام می چکی. روبه‌روی لی وایستادم
_..تخت دارین ..
×..دنبالم بیاین..
رفتم
و رسیدیم اتاقی که نگار درمانگاه اضطراری بود
گذاشتمش روی تخت که لی بهم حوله داد
انداختم روی شونه هام
×..خیس شدی لباس و لباس زیر دارم بهت بدم ولی برای اون ندارم و ازش ممنونم جون پسرمو نجات داد..
_..اشکال نداره یه پتو بده بهش من لباسامو عوض میکنم و میرم واسش میخرم..
+..جونگ کوک؟؟..《با صدای ضعیف》
_.. بله ، خوبی؟؟؟..
+..سردمه..《ضعیف 》
×..الان پتو میارم..
رفت بیرون با پسرش
+.. حال اون خوبه؟؟..《ضعیف》
_..اره خوبه..
چشاشو باز بسته کرد و یهو از جاش پرید نشست
+..تو، من، چجوری زندم فک کردم مردم..
_خنده..نه نمردی..
+..تو منو نجات دادی مگه نه؟؟..
_..اوهوم..تکیه دادم به دیوار
+..چرا سرما‌میخوری ببین خیس شدی خطر ناک بود مگه حرفای آقای لی رو نشنیدی باید میزاشتی بمیرم..
_..اووو بسه الان سرما خوردن من از مردن تو مهم تره؟؟..
+..معلومه که اره میدونی اگه اتفاقی برات بیافته چند نفر ناراحت میشن..
_..و ا.ه تو بمیری کسی نارحت نمی شه..
+..نه من صب کن درسته کسی نارحت نمی شه (خنده)..
_..بابات؟ ..
+..اون الانم نمی دونه من زندم یا مرده از خونه فرار کردم(خنده)..
سکوت کردم خندش تموم شد که لی اومد
×..ببا...
داد‌ به من
_..برو به پسرت برس..
×..باشه ممنون ..
رفتم سمت دوهی

ادامه دارد......
"لطفا کامنت بزارید"
دیدگاه ها (۰)

تهکوک

My friend♡:)part.9.+..نه من خوبم .._..یعنی میخوای بگی من درو...

فیک=) دوستت دارم (پارت اول) ...

my uncle (part 53)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط