دستی که به انتظار دستانی بود

دستی که به انتظار دستانی بود

دستی که به انتظار دستانی بود
چشمی که نیازش لب خندانی بود

بیچاره‌ترین گدای این شهری که…
در پیرهنم عجب زمستانی بود.
دیدگاه ها (۰)

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

🤲🏻🌿💚 این دعای قشنگ تقدیم به قلب‌های مهربون شما… 🥹❤️✨🌙🤍 خدایا...

پهلوی از زبان سفیر انگلیس در ایران

`` قشنگ ترین اشتباه ``chpter : ²part : ⁸سرم را پایین آوردم و...

موسیقی

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.4کوک:همین الان*بلندا.ت:باشهو رفت ب...

Four

وقتی...(پارت دوم)

پارت دهم《حساب شده》《Custom kiss》 ×چیشد؟...

☆تردید☆ پنج ماه از زمانی که دازای اعتراف کرد میگذشت. این پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط