{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی که از ارتفاع میترسید؛

کسی که از ارتفاع میترسید؛
از ارتفاع پرت شد!
کسی که از عمق دریا میترسید؛
توی دریا غرق شد!
کسی که از تاریکی میترسید؛
تاریکی خفش کرد!
کسی که از چاقو میترسید؛
با چاقو رگش رو زد!
کسی که از خون میترسید؛
روی زمین غرق خون شد!
و اینگونه بود، که هرکی ترسید، ترس به سراقش امد
دیدگاه ها (۰)

_دوست داشتن، همینقدر ساده و اسونه، ولی من نفهمیدم چرا ادما ا...

ببخشید که تواین زندگی نشد، متاسفم.....

افسانه‌ی خون و گلقسمت ۱۶: در مرزِ خاکستر همه‌چیز توی اون اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط