{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایستاده‌ایم بر بلندای سرزمینی که بارها لرزیده،

ایستاده‌ایم بر بلندای سرزمینی که بارها لرزیده،
اما ما، نه لرزیده‌ایم و نه خم شده‌ایم!
امروز دستانمان فرمان آتشی را در اختیار دارد
که سال‌ها در سینه‌ مان بیداد می‌کرد.
این موشک ها، آهن و فلز نیستند؛
رعدی‌ هستند که از دل خاموشیِ فراموش‌شده‌ها برخاسته اند،
قاصدی‌هستند از جنس فریاد،
و ما مردمِ ایران نگهبان این فریادیم.
لحظه‌ی شلیک،
لحظه‌ی دو نیم شدن ترس است.
لحظه‌ای که ایرانی بودنمان،
طوفانی‌ست که از کوه عبور کرده
و دیگر چیزی جلودارش نیست!
انگشتمان که روی دکمه می‌نشیند،
تمام تاریخ را پشتش احساس می‌کنیم:
اشک‌هایی که دیده نشد،
زخم‌هایی که مرهم نداشت،
و حقیقتی که زیر خاکستر سال‌ها مدفون شده بود!
و حالا،
با فشردن این دکمه،
آذرخشی را آزاد می‌کنیم
که سقفِ سیاهی را می‌درد
و راه را برای روشنایی باز می‌کند.
و
این شلیک،
اعلام تولد دوباره قدرت نوین جهانی است!
جهانی که فهمیده قدرت، در همان لحظه‌ای‌ست که تصمیم می‌گیری
دیگر خاموش نمانی.
ما ایرانیان که هرگز به زانو نیامده ایم
و این موشک ها را رها می‌کنیم
تا جهان بداند:
روزی که مارا فروبستند،
تصور کردند تمام شدیم…
نمی‌دانستند
از دل سکوت،
آتشی می‌روید
که هیچ طوفانی خاموشش نخواهد کرد.

#ایران
#iran
دیدگاه ها (۳)

پلنگ صورتی و پشه مزاحم 😂اگه میدونستید با چه مکافاتی براتون #...

بازم پلنگ صورتی 😎ببینید حتی توی درگیری با مزاحم هم افراط نبا...

گاهی یک روایت، آن‌قدر با نوستالژی و احساسات بسته‌بندی می‌شود...

فراخوان روشن بود: «بریزید تو خیابون‌ها، نظام داره می‌ریزه، ح...

˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِّالْحُ‌ـسَی‍ـنۡ...˹♥️‼️ تست یک موشک کشتار جمع...

ما برای یک زندگیِ معمولی، بهایی دادیم که هیچ عقلِ سلیمی آن ر...

بررسی شعر «فاصله چیه؟» از (نقش) بخش نخستــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط