{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه

باز من ماندم و شب ماند و فراقِ رخ جان
چه کنم  با همه افسوس و فغانم به نهان؟
می کنم  امر  به  دل تا  که صبوری باید
شده بیتاب بجان و به غمش گشته روان
سر به بالشت و دلم کاسه ی خون برآتش
طاقتم نیست براین هجر و به تن بارگران
بس که غلطیدم ازاین دست به پهلوی دگر
همچو پروانه شدم سوخته پر کنجِ خزان
سر  به در سایم  و امیدِ  وفایش جویدم
کس ندیدم چو منی در پی معشوق دوان
قبله ی عشق تو و سر زِ من و باده ی غم
نوش دارو  برسان  در  نفسِ    باد وزان
دیدگاه ها (۰)

باز من ماندم و شب ماند و فراقِ رخ جانچه کنم  با همه افسوس و ...

𝚝𝚑𝚊𝚗𝚔 𝚢𝚘𝚞 𝚏𝚘𝚛 𝚝𝚑𝚎 𝚕𝚒𝚔𝚎 𖤐𝕥𝕙𝕒𝕟𝕜 𝕪𝕠𝕦 𝕗𝕠𝕣 𝕥𝕙𝕖 𝕗𝕠𝕝𝕝𝕠𝕨 𓆩🕸𓆪

به شخصه عاشق این ادیت ترنده شدم

پکیج پاوربانک شیائومی 20000 میلی آمپر redmi هدیه هدفون بی سیم اپل مدل ایرپاد پرو 2 تایپ سی

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part3چش غره ای بهش رفتم_جونگکوکخنده ی...

🇮🇷 غوغای ایرانی‌های هانوفر آلمان؛مرد می خواد...هیهات من الذل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط