{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه

باز من ماندم و شب ماند و فراقِ رخ جان
چه کنم  با همه افسوس و فغانم به نهان؟
می کنم  امر  به  دل تا  که صبوری باید
شده بیتاب بجان و به غمش گشته روان
سر به بالشت و دلم کاسه ی خون برآتش
طاقتم نیست براین هجر و به تن بارگران
بس که غلطیدم ازاین دست به پهلوی دگر
همچو پروانه شدم سوخته پر کنجِ خزان
سر  به در سایم  و امیدِ  وفایش جویدم
کس ندیدم چو منی در پی معشوق دوان
قبله ی عشق تو و سر زِ من و باده ی غم
نوش دارو  برسان  در  نفسِ    باد وزان
دیدگاه ها (۰)

باز من ماندم و شب ماند و فراقِ رخ جانچه کنم  با همه افسوس و ...

پارت ۸۳خوشگلا امیدوارم کافی باشه تمام سعی و میکنم براتون پار...

تشکر جانم تو 💔💔💔😭😭😭😢

♨️دو شب پیش رهبری نیم ساعت در تجمع شبانه میدان شهدا حضور داش...

𝘾𝙝𝙖𝙣𝙚𝙡 𝙋𝙞𝙣𝙩𝙚𝙧𝙚𝙨𝙩 𖣠 ݁ ✦

◈ ꜱᴏᴍᴇᴡʜᴇʀᴇ ᴇʟꜱᴇ━━━━━━★━━━━━━ ↺♬

فروغ جونن🥰🥰

◈ ꜱᴏᴍᴇᴡʜᴇʀᴇ ᴇʟꜱᴇ━━━━━━★━━━━━━ ↺♬

◈ ꜱᴏᴍᴇᴡʜᴇʀᴇ ᴇʟꜱᴇ━━━━━━★━━━━━━ ↺♬

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط