{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستـش داشتـم باباجان .

دوستـش داشتـم باباجان .
چـنــان دوستش داشتم
که گویی جـان من در وجود او خـانه کرده بود
هـر تپـش قلـبم به نـام ٱو میزد
و هـر نفسم با یاد او جـان میگرفت
حـضـورش آرامشِ روزهای آشفـته‌ام بـود
و نامش مرهمی بر زخم‌های ناگفتهٔ دلم
نمیدانم چه رازی در نگاهش نهفته بود
ڪه هر بار به او می اندیشیدم ،
جہان رنگی دیگر می‌گرفٹ .
دیدگاه ها (۱.۴k)

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط