یک دم بیا با عاشقان دستی بچرخان و برو

یک دم بیا با عاشقان دستی بچـــرخان و برو
چرخی بـزن مستی نمـا دل را بشـوران و برو

💙تا روزگار واپسین عاشــق نبیند شور وصل
در آخرین روز فلک چـرخی بچرخـان و برو

❤️من در هـوای وصل تـو هفت آسمـان را گشته
ام
تو با جمال هستی ات می را بجوشان و برو

💙از دل گریزانم مکـــــن با عشق آزارم مکن
ساقی شرابت را بریز مستم بگردان و برو

❤️از فرش گر فارغ شدم با عرش دمسازم نما
بر دار فـرش عرشیـان طـرحی درانـداز و برو

💙گفتی که تنها آمـدی در فصل پایان آمدی
با گردش مستـانه‌ات ما را مپیچان و برو

❤️ما را که عاشق بوده ایم زار و پریشان کرده
اند
بر خاک پاک عاشقان چشمـــــــی بیانداز و برو

💙در روزگار تلخ ما جـان را غنیمت می‌برند
بر پیکر خونین ما اشکــی بیافشان و برو

❤️ای جان جان افروخته جان ها به پایت
سوخته
تن های تنهــــا را ببین جان را بسوزان و برو

💙از محشر رضـــــوانیت جانی دگر دارم طلب
این جان محزون را بگیر آن را بنوشان و برو
،
دیدگاه ها (۹)

خنده ب لبای شما عزیزان جانا تو را همچون ماه میپندارم در پس ت...

اخ مادر بگردم دورسرت تو همچومادرتو همچو پدر توبابابی منی

ایام به کام همه شیرین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط