اشکهایم را نگه داشتن گوش ندادن فکر نکردن جرات نگاه کردن به گذشته را ...
不敢回頭望的遺憾)
(卸下了自尊 光環 過去多風光)
忍著淚(不聽也不想
掩著傷 (打下了夢想要毅然決然去流浪)
抬頭看
著斜陽 (就算再不堪 敗仗 也不能投降)
اشکهایم را نگه داشتن (گوش ندادن، فکر نکردن، جرات نگاه کردن به گذشته را نداشتن، پشیمانی) زخمهایم را پوشاندن (رویایم را به دوش کشیدن و مصممانه به سفر رفتن) نگاه کردن به بالا (هاله عزت نفس را از خود برداشتن، گذشته بسیار باشکوه بود) تماشای غروب خورشید (حتی اگر نتوانم شکست را تحمل کنم، نمیتوانم تسلیم شوم)
@ti_m_e
(卸下了自尊 光環 過去多風光)
忍著淚(不聽也不想
掩著傷 (打下了夢想要毅然決然去流浪)
抬頭看
著斜陽 (就算再不堪 敗仗 也不能投降)
اشکهایم را نگه داشتن (گوش ندادن، فکر نکردن، جرات نگاه کردن به گذشته را نداشتن، پشیمانی) زخمهایم را پوشاندن (رویایم را به دوش کشیدن و مصممانه به سفر رفتن) نگاه کردن به بالا (هاله عزت نفس را از خود برداشتن، گذشته بسیار باشکوه بود) تماشای غروب خورشید (حتی اگر نتوانم شکست را تحمل کنم، نمیتوانم تسلیم شوم)
@ti_m_e
- ۶۷۲
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط