{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسیدن، فعلِ تلخی ست، اما آمدن شیرین است. رسیدن را اغلب با

رسیدن، فعلِ تلخی ست، اما آمدن شیرین است. رسیدن را اغلب با آمدن اشتباه میگیرند. آمدن خوب است، مثل میهمانی که سالها منتظرش بودی، مثل مادرت، وقتی در یک دستش نانِ گرم و آتشی گرفته و با دستِ دیگرش به سختی کلید را میچرخانَد و به خانه می آید. یا مثلِ بهار، تابستان، #پاییز و #زمستان که همگی می‌آیند. از همه اینها بگذریم، اصلا باران، مهم‌ترین دلیل است که با آمدنش، فعلِ آمدن را شیرین کرده، یا برف.
اما #رسیدن اینگونه نیست. یعنی بگیر-نگیر دارد. #بعضی وقتها خوب است، بعضی وقتها هم نه. یکی به محبوبش می رسد و یکی نه، یکی به قطار می رسد و یکی نه؛ یکی به #خوشبختی، یکی به آرزوهایش، یکی سرِ بِزَنگاه، یکی زود، یکی هم که شبیهِ من؛ نمی رسد که نمی رسد که نمی رسد....
دیدگاه ها (۳)

نه آروم میشـم؛ از گریــه…نه یادت میــره؛ از یــادم…نمی دونم؛...

#زندگى مثل يک كامواستاز دستت كه در برود،مى شود كلاف سر در گم...

دلم از تمامِ دنیا یک "#کلبه ی چوبی" می خواهد ،میانِ جنگلی دو...

شرحی برای حال دلم نیست💔

سریال سلول های یومی فصل اول

تلخی عشق شیرینPt15راوی…صبح قصر این بار با نور معمولی شروع نش...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط