Amityville Horror House
22:Amityville Horror House
خانهی ترسناک امیتویل
لحنش یک دفعه ای تبدیل به غبار میشود و غم صدایش را میبلعد لبخندی زورکی میزنم و دستم را روی شونه اش میگذارم:«چطوره ادامشو بگی ؟»
«خب.. نورا وقتی اسممو بهش گفتم خیلی تعجب کرد و گفت:«واو باورم نمیشه شما آسیایی هستین اصلا بهتون نمیخوره..خیلی زیبا هستین»
وقتی کلمه آخرشو گفت یادم نمیره، تمام لپ هاش به خاطر خجالت سرخ شده بود منم فقط بهش ی لبخند زدم
:«بانو نورا زیبایی من..؟ولی فکر میکنم برای توصیف شما کلمه دیگری ساخته شود»......»
( سال های قبل..(از زبان شخص سوم*)
نورا لباسش را مرتب میکند، و رو به خواهرش برمیگردد و لبخند میزند:«خواهر لطفا بهم بگو عالی شدم»
خواهر نورا ،او را از بالا تا پایین بر انداز میکند و بهش خیره میشود و چشمانش متعجب میشود؛
دختر بزرگ تر میپرسد:«چه اتفاقی افتاد دختر؟هیچ وقت زیاد به خودت نمیرسی امشب هم یه مهمونی دیگه مثل قبلی هاست که یه اشرف زاده دعوتمون کرده»
دختر بزرگتر دستانش را روی پیشانی نورا میگذارد و نورا ناله از سر ناراحتی میکند:«ویکتوریا لطفا بهم گوش کن..» ویکتوریا لبخند پر مهری میزند و رژ لب را ا روی میز بر میدارد و کمی خواهر کوچکترش را از همیشه زیبا تر میکند .
البته خواهرش به اینا نیازی ندارد،همین الانش هم زیباست:«اون اونجاست؟همونی که هر روز زیر درخت بهش خیره میشی؟مگه بهت نگفتم کار درستی نیست؟» گونه های نورا قرمز میشود:«یه چیزی بهت بگم به مامان نمیگی؟»خواهر بزرگ تر اوهومی میکند:«اون هم یه اشراف زادست..دیروز وقتی مثل همیشه خواب بود یه مار روش دیدم و جیغ زدم..»
_خب؟
_خب نداره بیدار شد و نزدیک بود به خاطر من بیفته
_آخه دختر چند دفعه بگم این کارت چقدر اشتباهه هر چقدر هم طرف خوشگل باشه تو یه اشرافی ای
_بعدش باهام حرف زد...
_واقعا؟!چی گفتین از اول بگو ببینم واقعا اعتراف میکنم قشنگه اون دفعه منم اونجا بودم
_خب راستش اینقدر مودب بود که فک کنم نزدیک بود همونجا به خاطر اخلاقش سکته کنم
_اسم رو پرسیدی؟!حداقل باید بدونم کیه
_آرههه اسمش جکه ولی اسم اصلیش جئون جونگکوکه یه آسیای
_شوخی میکنی مطئنی هموینو گفت؟
_آره برای چی؟
_یااا نمیدونی؟ما امشب میریم خونه اونا..خونه پدرش!اون واقعا ثروتمنده!
نورا از این حرف خواهرش کمی تعجب و ناراحت میشود، راستش آرزو میکرد جک یک آدم معمولی باشد، چون از آدم های پولدار متنفر بود ولی وقتی او را به یاد می آورد همه این تنفر محو میشد.
🎧━━━━━━●───────
⇆ㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤ↻️
♡ ㅤ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
ᴸⁱᶠᵉ•ــــﮩﮩـــ٨ـﮩـ۸ـﮩـــ٨ﮩ٨ﮩﮩــــــ•ᴰᵉᵃᵗʰ
⠀* . ✦ *
⠀ ⠀ ,
● ִ ۫ ˑ ⠀⠀⠀⠀⠀. ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀* ⠀⠀⠀. . ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀✦⠀⠀⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀
● ִ ۫ ˑ ⠀⠀⠀⠀⠀. ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀* . ✦ *
⠀ ⠀ ,
● ִ ۫ ˑ ⠀⠀⠀⠀⠀. ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀* ⠀⠀⠀. . ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀✦⠀⠀⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀
● ִ ۫ ˑ ⠀⠀⠀⠀⠀. ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀* . ✦ *
⠀ ⠀ ,
● ִ ۫ ˑ ⠀⠀⠀⠀⠀. ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱᴛ
ʏᴏᴜ ʜɪᴛ ᴍᴇ ꜱᴏ ʜᴇʏ ʜᴇʏ, ꜱᴏ ʜᴇʏ ɪ'ᴍ ᴏᴋᴀʏ ʙᴜᴛ ɪ'ᴍ ꜱᴛɪʟʟ ʜᴀᴠɪɴɢ ᴀ ᴘʀᴏʙʟᴇᴍ
#مود#حق#اقیانوس_میدزی#ایتزی#فوریو#وایرال#سرگرمی#طنز#یجی#لیا#ریوجین#چریونگ#یونا#چوپ#جی_وای_پی#دنس#ایت_گرل#کیپاپ#اکسپلور#ویسگون#لیسا#رزی#جیسو#ج
#BTS #army #bangtan #namjoon #Jin #Suga #Jhope #Jimin #tahyung #Jungkook 𝆤 𝆤𝆤𝆤 𝆤𝆤𝆤 𝆤 𝆤𝆤𝆤𝆤 𝆤𝆤 𝆤𝆤 𝆤 #Video #clip #Music #Factor #Walipier #Profile︶ ֢ ⏝ ֢ ︶ ୨୧ ︶ ֢ ⏝ ֢
خانهی ترسناک امیتویل
لحنش یک دفعه ای تبدیل به غبار میشود و غم صدایش را میبلعد لبخندی زورکی میزنم و دستم را روی شونه اش میگذارم:«چطوره ادامشو بگی ؟»
«خب.. نورا وقتی اسممو بهش گفتم خیلی تعجب کرد و گفت:«واو باورم نمیشه شما آسیایی هستین اصلا بهتون نمیخوره..خیلی زیبا هستین»
وقتی کلمه آخرشو گفت یادم نمیره، تمام لپ هاش به خاطر خجالت سرخ شده بود منم فقط بهش ی لبخند زدم
:«بانو نورا زیبایی من..؟ولی فکر میکنم برای توصیف شما کلمه دیگری ساخته شود»......»
( سال های قبل..(از زبان شخص سوم*)
نورا لباسش را مرتب میکند، و رو به خواهرش برمیگردد و لبخند میزند:«خواهر لطفا بهم بگو عالی شدم»
خواهر نورا ،او را از بالا تا پایین بر انداز میکند و بهش خیره میشود و چشمانش متعجب میشود؛
دختر بزرگ تر میپرسد:«چه اتفاقی افتاد دختر؟هیچ وقت زیاد به خودت نمیرسی امشب هم یه مهمونی دیگه مثل قبلی هاست که یه اشرف زاده دعوتمون کرده»
دختر بزرگتر دستانش را روی پیشانی نورا میگذارد و نورا ناله از سر ناراحتی میکند:«ویکتوریا لطفا بهم گوش کن..» ویکتوریا لبخند پر مهری میزند و رژ لب را ا روی میز بر میدارد و کمی خواهر کوچکترش را از همیشه زیبا تر میکند .
البته خواهرش به اینا نیازی ندارد،همین الانش هم زیباست:«اون اونجاست؟همونی که هر روز زیر درخت بهش خیره میشی؟مگه بهت نگفتم کار درستی نیست؟» گونه های نورا قرمز میشود:«یه چیزی بهت بگم به مامان نمیگی؟»خواهر بزرگ تر اوهومی میکند:«اون هم یه اشراف زادست..دیروز وقتی مثل همیشه خواب بود یه مار روش دیدم و جیغ زدم..»
_خب؟
_خب نداره بیدار شد و نزدیک بود به خاطر من بیفته
_آخه دختر چند دفعه بگم این کارت چقدر اشتباهه هر چقدر هم طرف خوشگل باشه تو یه اشرافی ای
_بعدش باهام حرف زد...
_واقعا؟!چی گفتین از اول بگو ببینم واقعا اعتراف میکنم قشنگه اون دفعه منم اونجا بودم
_خب راستش اینقدر مودب بود که فک کنم نزدیک بود همونجا به خاطر اخلاقش سکته کنم
_اسم رو پرسیدی؟!حداقل باید بدونم کیه
_آرههه اسمش جکه ولی اسم اصلیش جئون جونگکوکه یه آسیای
_شوخی میکنی مطئنی هموینو گفت؟
_آره برای چی؟
_یااا نمیدونی؟ما امشب میریم خونه اونا..خونه پدرش!اون واقعا ثروتمنده!
نورا از این حرف خواهرش کمی تعجب و ناراحت میشود، راستش آرزو میکرد جک یک آدم معمولی باشد، چون از آدم های پولدار متنفر بود ولی وقتی او را به یاد می آورد همه این تنفر محو میشد.
🎧━━━━━━●───────
⇆ㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤ↻️
♡ ㅤ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
ᴸⁱᶠᵉ•ــــﮩﮩـــ٨ـﮩـ۸ـﮩـــ٨ﮩ٨ﮩﮩــــــ•ᴰᵉᵃᵗʰ
⠀* . ✦ *
⠀ ⠀ ,
● ִ ۫ ˑ ⠀⠀⠀⠀⠀. ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀* ⠀⠀⠀. . ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀✦⠀⠀⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀
● ִ ۫ ˑ ⠀⠀⠀⠀⠀. ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀* . ✦ *
⠀ ⠀ ,
● ִ ۫ ˑ ⠀⠀⠀⠀⠀. ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀* ⠀⠀⠀. . ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀✦⠀⠀⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀
● ִ ۫ ˑ ⠀⠀⠀⠀⠀. ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀* . ✦ *
⠀ ⠀ ,
● ִ ۫ ˑ ⠀⠀⠀⠀⠀. ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱᴛ
ʏᴏᴜ ʜɪᴛ ᴍᴇ ꜱᴏ ʜᴇʏ ʜᴇʏ, ꜱᴏ ʜᴇʏ ɪ'ᴍ ᴏᴋᴀʏ ʙᴜᴛ ɪ'ᴍ ꜱᴛɪʟʟ ʜᴀᴠɪɴɢ ᴀ ᴘʀᴏʙʟᴇᴍ
#مود#حق#اقیانوس_میدزی#ایتزی#فوریو#وایرال#سرگرمی#طنز#یجی#لیا#ریوجین#چریونگ#یونا#چوپ#جی_وای_پی#دنس#ایت_گرل#کیپاپ#اکسپلور#ویسگون#لیسا#رزی#جیسو#ج
#BTS #army #bangtan #namjoon #Jin #Suga #Jhope #Jimin #tahyung #Jungkook 𝆤 𝆤𝆤𝆤 𝆤𝆤𝆤 𝆤 𝆤𝆤𝆤𝆤 𝆤𝆤 𝆤𝆤 𝆤 #Video #clip #Music #Factor #Walipier #Profile︶ ֢ ⏝ ֢ ︶ ୨୧ ︶ ֢ ⏝ ֢
- ۲.۹k
- ۰۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط