{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوب هم که باشی

خوب هم که باشی،
سوسوی چراغ های شهر
در هوای ابری غروب دلتنگت می کنند
خورشیدِ رفته و ماهِ نیامده دلتنگت می کنند
به تمام حوصله ات دست درازی می کنند
چه تو بخواهی چه نه
چه در فکرش باشی چه نه
چه خوب باشی چه نه
تفاوتی نیست…
تا خورشید پی کارش رود
تا مهتاب بیاید و بتابد
به ناچار به نقطه ای،
چراغی،
آسمانی و یا به کسی می نگری
می نگری اما نمی بینی
چشمانت در گذشته جا مانده اند
چند ثانیه گیج و سر در گم…
مبهوت خاموشی درخشش خورشیدت
محو پیدایی سپیدی مهتابت
دست افکارت در حنا
چشم هایت پی خیال
جسمت بی تعادل و بی اختیار…
… همین چند ثانیه
همین چند ثانیه ی مدهوشی
در همین ثانیه های دلتنگی
صدایی،
نیرویی،
ضربانی در تو میتپد!
دلت با تاپ و توپ به جنگ افکارت میرود
آنقدر می تپد و می تاپد و می توپد
تا چشمانت را با خود به غنیمت باز گرداند
دیده بصیرت به تو می بخشد
دیگر همه چیز برایت دلنشین می شود
حتی همین هوای ابری خیابان های رو به غروب شهر
تو خوبی
هوا خوب است
غروب هم ای…
باشد قبول، غروب هم خوب است
اصلا هر چه هم نبود،بگذار نباشد به درک
دل که باشد کفایت میکند به تمام نداشته ها...

ممنون دل باصفات🌱🌸❤

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۲)

بوی زلف یار آمد یارم اینک می‌رسدجان همی آساید و دلدارم اینک ...

آمد خبر از آمدن یــــــــــــار ملک خویاُفــــــــــتاد هزار...

شب ڪه مے شود با خاطرت غزلے دم میڪنم از عشق و مے نشینم ڪنار...

درمان دِه آلامِ جان، مَرهَم نِه زخمِ دِلی توفانِ غم چون روُ ...

My uncle (part 52)

🗓️ سی روز گذشت...▪️شد سی روز که نداریمت.سی روز که نفس مسیحای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط