مادرم را یک روز به گریه انداختم وصبح روز بعد برایم صبحانه
مادرم را یک روز به گریه انداختم وصبح روز بعد برایم صبحانه درست کرد وبرایم دعا کرد اون موقع بود که فهمیدم عشق واقعی چیه ༎ຶ‿༎ຶ
- ۳۹۲
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط