{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شانه و آیینه و باران و موی خیس تو

شانه و آیینه و باران و مویِ خیسِ تو
بر زبانم لکنــــتی انداخته تندیـــس تو
دکمهٔ پالتوی خودرا بازکن،ترگشته ای
خانه باعطر تو و باران شده پردیس تو
پیشِ من نه،پیشِ احوالِ دلم آرام گیر
تا بیارم قهوهٔ تلخـی،بــه رنگِ گیس تو
ظاهراً باران و ابر و آسمان،در کار شد
تا عبـادت گاه دل باشد،مسیرِخیـس تو
فرصتِ ابری،نبایدچترِصحبت،بازکرد
روزِ باران،عشق میگیرد تبِ تـدریس تو!
هفت شهرِعشق راعطارگشت وماهنوز
مانده ایم پشتِ غبارِ روشنِ تقـدیس تو!🦋💞🦋

ظهرپاییزیتون به مهروصفا جانانم💐🫂🧿🌐♾

#saharshehim💖

#عاشقانه
#بهترینم
دیدگاه ها (۰)

گر چه به شعله میکشی...قلب_مرا_به_عشوه_ات...بر دو جهان نمی ده...

هیچ میدانی چه کردی با شکارت با نگاهت ؟دانه ها چشمان تو بودند...

با آن که نیست در دست من دستان نازتبا آن که بسته است روی من آ...

عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرستـــ... عشق آن دلدار ما ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط