{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 38:

«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
رسیدیم خونه....
☆+سلام!
*/سلام.
بعد از سلام کردن رفتم بالا تا حاضر شم که....
زینگ....زین....
ت+بله؟
ت_رسیدی؟
ت+اره،میخواستم زنگ بزنم.
ت_خیلی خب اماده شو میام ببرمت ارایشگاه.
ت+باش.
ت+بای.
ت_بای.
رفتم و یک لباس سفید با شلوار بگه ابی یا خاکستری....نمیدونم چه رنگی رو پوشیدم،موهام رو یک مدلی بالا بستم کیفم رو با وسایل داخلش و گوشیم برداشتم و رفتم...
بعد ده مین تازه بهم پیام داد برم بیرون...
نشستم تو ماشین....
ویو ته:
ثقتی نشست تازه متوجه لباسش شدم،بازهههههههههه!البته یکمی.
+سلام.
_سلام(سرد)
+میگم تو هم میری ارایشگا....
_چرا لباست بازه؟
+سوالم رو بگو بعد م....
_چی؟(ترسناکـــــــــــــــــــــ)
ویو ات:
واقعااااا لحنِ ترسناکی داشت،جوری که بغضم گرفت!حتی میترسیدم جواب بدم.
اخه من چه جوری با این مرد زندگی کنم؟!
ویو ته:
بچه ننههههههه!
+با....باز نیست که!
_هه باز نیست؟!
+نه!
_باشه.
درسته زیاد باز نبود اما شونه های خوش فرمش کامل معلوم بود و این من رو اذیت میکرد!میترسیدم کسه دیگه ای بدنش رو ببینه؟چراااااا؟شاید بخاطر وصلت مون احساس مالکیت گرفتم،چیزه خاصی نیست(بله بله🤭).
بعد سی مین رسیدیم و ات وارد ارایشگاه شد،منم رفتم سمت ارایشگاه مردونه.....
ویو ات:
درسته ازدواج اجباریه اما من باز باید بدرخشم چون کسی نمیدونه این ازدواج اجباریه پس مهمونا باید رو عروس کراش بزنن،حیحییییی!
تازه با اینکه عاشق ش نیستم اما ذوقِ زیادی دارمممممم!
(علامت ارایشگر ات:ارایشگر👌🏻😂)
ارایشگر:خب خانمی اول میخوایم با میکاپ شروع کنیم!
+ام پس میشه من میکاپ مورد نظرم رو بدم و شما اگه تونستید همون رو برام بزنید؟
ارایشگر:بله خانمی!
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️‍🩹
شرطا:
لایک:15
بازنشر:3
کامنتم....
اسلاید دوم لباس ات برای ارایشگاه🌙
دیدگاه ها (۳)

پروفم تغییر کرد گمم نکنیااااا🤍🍒من از این به بعد میزارم چون خ...

وایییییی پیر مردمممم🥹🛐

۴ پارتی از کوک ویو ات امدیم عمارت کوک اصلا حال رو به رو شدن ...

پارت6:«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻» شتابان رفتم سمت ماشین! سریع نشستم و ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط